روزنامـه روزنامهٔ خرداد 1405|شمارهٔ 1

نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,960
پسندها
پسندها
4,622
امتیازها
امتیازها
378
سکه
2,263
☀⪻به نام خداوند آفتاب درخشان⪼☀

۰۵/۳/۴
سلام و درود به شما خوانندگان و همراهان همیشگی کافه ژورنال.
امید است در این ایام، حال و احوالات شما نیک و روزگار بر وفق مرادتان باشد. پس از گذر از پستی و بلندی‌های بسیار، مفتخرم به اطلاعتان برسانم که زین بعد، با میلوی افسانه‌ای از خیابان ساگ ویچ، در شماری از روزنامه همراه خواهیم بود.
این شماره از روزنامه را به آنهایی تقدیم می‌نماییم که با وجود ملامت روزگار، دست از تلاش، مقاومت و تداوم برنداشته و همچنان استوار ، به سوی آینده قدم بر می‌دارند.
 

⚜️
پلی میان دو جهان:
عتیقه‌سرایی که حقایق را قیمت می‌زند.
✧✦✧✦✧

آغاز همکاری خیابان هفتم ساگ‌ویچ با کافه‌ژرنال
برترین خبر هفته

نیمه‌شب گذشته، از پس پرده مه‌زده حائل جهان‌ها، پرستوهای خوش‌آوازه تیم ژرنال قراردادی رسمی را با مغازه عتیقه‌سرای میلوی افسانه‌ای امضا کردند. با قلمی از جوهری نایاب.
از حالا میلوی افسانه‌ای (ملیحه خاتون اسبق) تا چهار شماره (دو ماه) خبر همراه شماست.

⚜️
شمارهٔ اول – معرفی عتیقه‌سرای میلوی افسانه‌ای
⚜️

📜میلوی افسانه‌ای، کسی که با ارباب تاریکی کافوارتز هم‌پیمان شده و درهای عتیقه‌سرای خود را چون پلی میان دو جهان گشوده است. او نخستین مهرهٔ جاودان را به‌دست آورد؛ خط امانی میان انسان‌های فانی و موجودات افسانه‌ای.

📜مدتی پس از افتتاح مغازه، پرفروش‌ترین شی، الماس کهربای بدبختی با قیمت ۱۵ سکه بود.

🪔اولین مشتری را خوب به یاد دارم. در چوبی عتیقه‌سرا چنان به دیوار کوبیده شد که شیشه‌ها به صدا آمدند و زنگولهٔ بالای در بی‌وقفه می‌لرزید. مشتری‌ای فانی، سراسیمه، گفت: «شریکم به من خیانت کرد. نمی‌خواهم فراموشش کنم. می‌خواهم هر روز ببینمش و قوی‌تر شوم.» میلوی افسانه‌ای الماس را در پارچه‌ای پوسیده پیچید و به دستانش سپرد: «مال تو. الماس کهربای بدبختی برای همین ساخته شده.»

📜دومین شی پرفروش، میان موجودات افسانه‌ای محبوب بود: سردیس دوقلو، هرکدام ۷ سکه. ساخته شده برای کسانی که میان فلسفهٔ شکسپیر فانی – «بودن یا نبودن» – گیر افتاده‌اند.

🪔میلوی افسانه‌ای با دو چشم خود دیده: خون‌آشام‌هایی که جذابیت نشان می‌دهند و گرسنگی را پنهان می‌کنند. گرگینه‌هایی که میان انسان و هیولا گرفتارند. و در دنیای خودتان: همکارانی که جلوی مدیر یک چیزند و پشت سرش چیزی دیگر. یا آدم‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی زندگی «ایده‌آل» می‌سازند و شب‌ها با خودشان تنها هستند.

📜اما گران‌ترین و نفیس‌ترین شی در میان اجناس این مغازه، تندیس بودای وارونه بود.

🪔 می‌گویند این تندیس نگاه مردم را تغییر می‌دهد. مناسب برای سلبریتی‌هایی که تشنهٔ دیده شدن هستند، برای آنان که دنبال گوشه‌چشمی از محبوب‌شان می‌گردند، و هر کسی که یکبار به خود گفته: «کاش همه دوستم داشتند.»

📜میلوی افسانه‌ای با قلب شیشه‌ای – همانند تیله‌ای شفق‌نما و زیبنده که مادامی بشکند، محال است انتقام صاحبش را نگیرد – منتظر شماست تا به مغازه سر بزنید و با اشیاء لوکس و جادویی‌اش آشنا شوید.
شاید شما یکی از مشتریانی باشید که از خدمات ویژهٔ عتیقه‌سرای میلوی افسانه‌ای بهره خواهید برد.

⚠️پیوست:
فراموش نکنید: پیش از ورود به مغازهٔ میلوی افسانه‌ای، هویت خود را آشکار کنید.
🪔مهمان هستم: کسی که گذرا سر می‌زند.
🪔 مشتریِ خاموش: کسی که در سکوت، تماشا می‌کند.
🪔ملازمِ وفادار: کسی که هر روز، یادِ شما می‌کند.
🪔عضوِ وی‌آی‌پی: یکی از حلقه‌های درونی که اسرار را می‌داند.

امضاء: میلو موگول افسانه‌ای
حقیقت هم بهایی دارد.

آدرس: کافوارتز خیابان هفتم، عتیقه‌سرای میلوی افسانه‌ای!


جستارها:
🪔
جستار اول: فرم جواز کسب در خیابان ساگویچ اجباری شد.

🪔جستار دوم: گلفروشی تلاطم، پر رفت‌وآمدترین فروشگاه. گرگینه‌ها گل می‌خرند تا بوی دشمن بدهند.
🪔جستار سوم: سرای آتشبال‌ها اژدها کرایه می‌دهد. شرط: آتش نزدن به مشتری قبلی.
🪔جستار چهارم: سیگار سیاه کشت شده در ماه نو تنها پنج سکه. نه نیازی به ورد هست و نه نوازش. فقط روشنش کنید.
🪔جستار پنجم: بیمارستان ساگویچ دارای مهره جاودان - دومین خط امانی
🪔
جستار ششم: کتابفروشی ماه سیاه باز شد. قبل از ورود قوانین را بخوانید. کتاب‌ها را قضاوت نکنید.
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 65)
عقب
بالا پایین