نظارت همراه رمان او یک غریبه است‌| ناظر: malihe

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
متیو رو بیشتر توصیف کن که کیه. وقتی یه شخصیتی وارد داستان میشه باید به اندازه کافی ازش اطلاعات بدی. مثلا این خوبه، متیو عاشق فیلم دیدن تا حدی که یک کاناپه برای خودش داره. خوب که نه عالی بود. ولی متیو کیه؟ چرا به مادر کنجی کمک می‌کرده؟ شغلش چیه؟ و...
متیو پدر دوم کنجیه. قراره توی آینده بیشتر باهاش آشنا بشیم. توی دو سه پارت بعد.
جواب حافظه رو هم نقطه چین دادی!
خب منظورم این بود که ویرایشش می‌کنم.
از حالا دیگه سوال نمی‌پرسم.
چراااااا
بپرسین!
توی اجرا موفق باشی.
باشه، ممنون.UT0Fd
 
متیو پدر دوم کنجیه. قراره توی آینده بیشتر باهاش آشنا بشیم. توی دو سه پارت بعد.
خوبه بیشتر معرفیش کن. من فکر کردم رفیقشه. چند تا دیالوگ بذار که مشخص کنه از کنجی بزرگ‌تره...
خب منظورم این بود که ویرایشش می‌کنم.

چراااااا
بپرسین!
می‌خوام ببینم چندمرده حلاجی.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
@malihemalihe عضو تأیید شده است.
پارت جدیدد
دلم میخواد بیشتر پارت بذارم ولی انگار میخوام شروع کنم ذهنم کند میشه
نمیدونم باید چی بنویسم که پارتام جذابیت داشته باشه
انگار نیاز به ایده-پیرنگ دارم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
@malihemalihe عضو تأیید شده است.
پارت جدیدد
دلم میخواد بیشتر پارت بذارم ولی انگار میخوام شروع کنم ذهنم کند میشه
نمیدونم باید چی بنویسم که پارتام جذابیت داشته باشه
انگار نیاز به ایده-پیرنگ دارم
تو ایده داری، اما هنوز در انتقال اون ایده به خواننده مشکل داری.
مثلاً خودت می‌دونی متیو چه رابطه‌ای با کنجی داره یا سارا نسبت به پدرش چه حسی داره، اما این اطلاعات رو نمی‌دونی چطور وارد داستان کنی و خواننده مجبور میشه حدس بزنه.
توی پارت آخرت هم بعضی از مشکلاتی که قبلاً درباره‌شون صحبت کرده بودیم هنوز دیده می‌شن؛ مثل:احوال‌پرسی‌هاو دیالوگ‌های سطحی. بعضی از صحنه‌ها هم چند بار تکرار شدن مثل تکرار فضای بیمارستان و صحنه‌هایی که تأثیر زیادی روی پیشبرد داستان ندارن.
احساس من اینه که قبل از نوشتن هر پارت، مسیر صحنه‌ها رو مشخص نمی‌کنی و برای همین موقع نوشتن، داستان بیشتر روی اتفاقات لحظه‌ای جلو میره تا یک هدف مشخص.
از این به بعد قبل از انتشار هر پارت، لطفاً این سؤال‌ها رو جواب بده و برام بفرست:
  • این پارت چه اطلاعات جدیدی به خواننده می‌دهد؟
  • هر شخصیت در این پارت چه می‌خواهد؟
  • چرا این صحنه حذف‌کردنی نیست؟
  • اگر این پارت را حذف کنیم، چه چیزی از داستان کم می‌شود؟
اگه نتونی برای یک صحنه یا یک پارت جواب روشنی به این سؤال‌ها بدی، پارتت هنوز آماده نوشتن یا انتشار نیست.
تو نه بی‌استعدادی و نه کمبود ایده داری. اگه کل گفت‌وگوهای تاپیک نظارت رو بخونی، می‌بینی تقریباً هیچ‌وقت نگفتم مشکل تو ایده یا شخصیت‌هاست. مشکل اصلی اینه که هنوز نمی‌تونی برای ایده‌هات طرح و مسیر مشخص بنویسی.
قبلاً هم گفتم عجله نکن که هرچه زودتر به اتفاقات مهم یا پایان داستان برسی. سبکی که انتخاب کردی پرش‌های زمانی زیادی داره و باعث میشه خیلی از اتفاقاتی که باید به خواننده نشون داده بشن، فقط ازشون عبور کنی.
خواننده باید تغییر شخصیت‌ها، شکل گرفتن روابط، درگیری‌ها و احساسات رو ببینه؛ نه اینکه فقط نتیجه‌شون رو بشنوه.
برای همین قبل از نوشتن هر پارت، اول مشخص کن چرا این صحنه وجود داره و چه چیزی قراره به داستان اضافه کنه. وقتی خودت جواب این سؤال‌ها رو بدونی، احتمال اینکه پارت‌ها پراکنده یا تکراری بشن خیلی کمتر میشه.
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
تو ایده داری، اما هنوز در انتقال اون ایده به خواننده مشکل داری.
آره
مثلاً خودت می‌دونی متیو چه رابطه‌ای با کنجی داره یا سارا نسبت به پدرش چه حسی داره، اما این اطلاعات رو نمی‌دونی چطور وارد داستان کنی و خواننده مجبور میشه حدس بزنه.
توی پارت آخرت هم بعضی از مشکلاتی که قبلاً درباره‌شون صحبت کرده بودیم هنوز دیده می‌شن؛ مثل:احوال‌پرسی‌هاو دیالوگ‌های سطحی.
من که سعی کردم اینا رو حذف کنم! 453427_25y-456-
بعضی از صحنه‌ها هم چند بار تکرار شدن مثل تکرار فضای بیمارستان و صحنه‌هایی که تأثیر زیادی روی پیشبرد داستان ندارن.
احساس من اینه که قبل از نوشتن هر پارت، مسیر صحنه‌ها رو مشخص نمی‌کنی و برای همین موقع نوشتن، داستان بیشتر روی اتفاقات لحظه‌ای جلو میره تا یک هدف مشخص.
از این به بعد قبل از انتشار هر پارت، لطفاً این سؤال‌ها رو جواب بده و برام بفرست:
  • این پارت چه اطلاعات جدیدی به خواننده می‌دهد؟
  • هر شخصیت در این پارت چه می‌خواهد؟
  • چرا این صحنه حذف‌کردنی نیست؟
  • اگر این پارت را حذف کنیم، چه چیزی از داستان کم می‌شود؟
اگه نتونی برای یک صحنه یا یک پارت جواب روشنی به این سؤال‌ها بدی، پارتت هنوز آماده نوشتن یا انتشار نیست.
باشه چشم.
پس از این به بعد پارتا رو بعد از نوشتن اول توی خصوصی ارسال می‌کنم.
خیلی ممنون.
الان این پارتو باید ویرایش بزنم؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
من که سعی کردم اینا رو حذف کنم!
سعیت رو می‌بینم. ولی خودت برو بخون قضاوت کن، چند تا سلام فولانی بهتره داری؟
سلام کجا باید برم؟
و...
قبلاً هم گفتم عجله نکن که هرچه زودتر به اتفاقات مهم یا پایان داستان برسی. سبکی که انتخاب کردی پرش‌های زمانی زیادی داره و باعث میشه خیلی از اتفاقاتی که باید به خواننده نشون داده بشن، فقط ازشون عبور کنی.
خواننده باید تغییر شخصیت‌ها، شکل گرفتن روابط، درگیری‌ها و احساسات رو ببینه؛ نه اینکه فقط نتیجه‌شون رو بشنوه.
برای همین قبل از نوشتن هر پارت، اول مشخص کن چرا این صحنه وجود داره و چه چیزی قراره به داستان اضافه کنه. وقتی خودت جواب این سؤال‌ها رو بدونی، احتمال اینکه پارت‌ها پراکنده یا تکراری بشن خیلی کمتر میشه.

پس از این به بعد پارتا رو بعد از نوشتن اول توی خصوصی ارسال می‌کنم.
متوجه کل منظور من میشی؟
چون تو از یه جایی به بعد باید توی نگارش مستقل بشی. فقط نگو باشه!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
عقب
بالا پایین