❃⪻به نام خداوند خورشید زرین⪼❃ سلام درود خدمت خوانندگان دومین روزنامهی تابستان.
امید است در لحظات پرتلاطم روزگار، حال دلتان همچنان خوب باشد.
***
☕🌾🤎 اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفت وگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
-خیام ***
این شماره از روزنامه را به @Asemoon عزیز به خاطر تلاش و زحماتش جهت آماده سازی مجله، تقدیم می کنیم. 💐
گربه سیاه: مَن جنتلمنِشونم؛ حکایتِ عیالوار شدن گربه سیاه؛ از چُسی پرومکس تا تشکیل کلونی گورباشو...
چندی پیش، پاپارازی انجمن خبر آورد که زوج عاشقپیشهای اقدام به تغییر نامکاربری خود کردند.
و طی بیستوچهارساعت این اقدام به حرکتی دسته جمعی تبدیل شد.
این درحالی بود که مائده مدیریت ژرنال برای این که کسی این خبر را قبول کند، اشک تمساح ریخت و زجههایی سوزناک سر داد که: «این سوژهٔ خیلی جالبیه، ولی ما مشکلمون کمبود ژورنالیسته! نصف ماه گذشته، یعنی هیچکدوم نمیخواید بگید من مینویسم؟!» پس از آن ما خبرنگار بخش حوادث و حواشی انجمن را به این محل اعزام کردیم.
آغاز ماجرا از آنجا بود که گربه سیاه (شهریار، ۲۱ ساله) در بیانیهای ادبی و رمانتیک از گربه سفید (فاطمه، ۱۶ ساله) پرسید: «دقیقا کیستم؟ ته ماندهای از خودم یا تمام تو؟» و گربه سفید با قاطعیت پاسخ داد: «تمام من». سپس هردو تصمیم گرفتند هویت مشترک خود را علنی کنند.
هنوز مُهر تغییر نام این زوج بسیبسیارجوان خشک نشده بود که تیام (ارشد بخش ادبیات) کنجکاوانه هشدار داد: «اسماتون رو شیپ کردید، حالا وقتشه یه بچهگربهخاکستری بیارید. ولی قبل از هر پیام خودتون و مفصل معرفی کنید که ما قاطی نکنیم!»
📌چرا خاکستری؟ تحلیلگر ما تشخیص داد که به لحاظ فنی: از ترکیب رنگ سفید و سیاه، خاکستری بهوجود میاد.
بلافاصله بعد از این هشدار، گربه سفید اعلام کرد که فراخوان فرزندخواندگی بهزودی منتشر خواهد شد. این فراخوان خیلی زود نتیجه داد (طاها، ۱۱ساله)، که تا ساعتی قبل هالهای نارنجی داشت، با پذیرش سرپرستی، رسماً به گربه خاکستری تغییر هویت داد.
اندکی بعد، (تانیا، ۱۲ساله) نیز اعلام کرد پس از تغییر نام کاربری با عنوان گربه نقرهای به خانواده خواهد پیوست... .
📌نقش تشریفاتی گربه خاکستری و پولپارتی نافرجام تنها عقاب انجمن:
ملیکا که خودش را عقابتنها و اهل فسق و فجور میخواند در نمایه گربه سفید اظهار کرد: «من میخواستم زیر تموم پیاماتون هشتگچسی بذارم ولی دلم نیومد دارین مجبورم میکنین. #چسی_پُرو
گربه سفید نوشت: دنیا هیچ لذتی نداره همین اسم عوض کردن برام مونده که همونم نمیذارید.
عقاب تنها در جوابش نوشت: من چون باهات خیلی راحتم دارم این و میگم. #چسی_پُرومکس حالا بذار لذتهای دنیوی رو برات نام ببرم: غذا، غذ، غذا، بازم غذا... .
وبعد از آنکه گربه سیاه، عقابتنها را به این خانواده بزرگ پیشیها دعوت کرد، دست رد به سینهشان زد و یه اعتراف تکاندهنده کرد:
«من خودم یه سری با یه ماهی قرار گذاشتم؛ رفتیم پولپارتی، با هم نساختیم و جدا شدیم. حالا پاشم بیام گورباپارتی؟ من یه عقاب باقی میمونم...»
📌در حاشیه اینخبرها:
🧞پیشبینی وضعیت جوی توسط گربه سیاه(شهریار)؛ وی در پاسخ به سرگردانی ارشدادبیات گفت: «اونی که گوگولی و نازه فاطمهست؛ اونی که هیچوقت به دعاش بارون نمیباره منم.»
🦅عقاب تنها(ملیکا) با اشاره به نقش تشریفاتی گربه خاکستری گفت: «فکر میکردم فقط یه نقش تشریفاتیه که نشون بده گربه سفید و سیاه چه خانواده خوبی هستین.»
😼پویشِی برای تشکیل کلونی «گوربا شو»:
طاها که حالا فرزند ارشد و خلاق خانواده بود، بیانیهای صادر کرد و گفت: «بیاید پویش راه بندازیم "گربه شو" عضوگیری کنیم، هر کی اومد توی تاپیک تشویقش کنیم یک رنگ گربه رو گردن بگیره. حتی میتونیم در پایان عضوگیری با هر گربه جداگونه مصاحبه کنیم.»
😾«چه ربطی داره؟ گربه خاکستری حرمت داره، نه لذت.» طاها پس از آنکه او را نارنجی خطاب کردند، چونان تیری از چله کمان بیرون پرید و خبرنگار ما تنها موفق به ثبت این جمله از وی شد: «آقا چه ربطی داره حالا؟!»
🗽تانیا با خوشحالی و ذوقی وصفناپذیر گفت: «بالاخره در این انجمن از یک نفر بزرگتر است!» (احتمالاً طاها را میگوید.)
🧝حاج دایی کاربری کمسخن و به ظاهر بزرگ خاندان با دیدن این سفره عیالواری و خانواده خوشبخت، سعهصدر به خرج داد و برای گربه سیاه و خانواده جدیدش آرزوی موفقیت و رسیدن به درجات عالیه رو کرد.
پرونده تشکیل نخستین کلونی «گورباشو» تا اطلاع ثانوی بسته شد؛ هرچند منابع آگاه از احتمال افزایش جمعیت پیشیها در روزهای آینده خبر میدهند. خبرنگار ما نیز در پایان این گزارش مختصر و کوتاه نوشت:
«به حق چیزای ندیده و نشنیده...»