"به نامِ خدایی که اشکِ نادیده را هم میبیند."
عنوان:
«مرزِ مِه»
نویسنده:
@.مَرزمِه.
ژانر:
تراژدی،
روانشناختی،
فلسفی،
قطعهی ادبی (یا درامِ درونی).
دیباچه:
«مرزِ مه» روایتِ حالی است که شب، بیخبر از راه میرسد و با تکتکِ سلولهای انگشتانش به گلویت چنگ میزند؛ اما صبح که میرسد، همچون دختربچهای که شبِ گذشته را بهظاهر به فراموشی سپرده، در روزمرگی پنهان میشود و دیگر نشانی از آن حالِ غمآلود، که نفس را در سینه حبس کرده بود، بر جای نمیگذارد؛ تا کسی سراغی از احوالش را نگیرد تا مبادا دچارِ پاسخهایی شود که سکوت را بر شرحِ حالِ دل ترجیح دهد.
«مرزِ مه» آنجاییست که کلمات مجالِ فریاد ندارند و هنوز نمیدانند چگونه از آنچه بر دل گذشته، سخن بگویند.
آری، مرزِ مه همینجاست.
به تاریخ ِ۲۰اُمینروز از مُرداد۱۴۰۵
عنوان:
«مرزِ مِه»
نویسنده:
@.مَرزمِه.
ژانر:
تراژدی،
روانشناختی،
فلسفی،
قطعهی ادبی (یا درامِ درونی).
دیباچه:
«مرزِ مه» روایتِ حالی است که شب، بیخبر از راه میرسد و با تکتکِ سلولهای انگشتانش به گلویت چنگ میزند؛ اما صبح که میرسد، همچون دختربچهای که شبِ گذشته را بهظاهر به فراموشی سپرده، در روزمرگی پنهان میشود و دیگر نشانی از آن حالِ غمآلود، که نفس را در سینه حبس کرده بود، بر جای نمیگذارد؛ تا کسی سراغی از احوالش را نگیرد تا مبادا دچارِ پاسخهایی شود که سکوت را بر شرحِ حالِ دل ترجیح دهد.
«مرزِ مه» آنجاییست که کلمات مجالِ فریاد ندارند و هنوز نمیدانند چگونه از آنچه بر دل گذشته، سخن بگویند.
آری، مرزِ مه همینجاست.
به تاریخ ِ۲۰اُمینروز از مُرداد۱۴۰۵
آخرین ویرایش: