تاریخ‌نگار راهبه بی چهره

گربه چکمه پوشگربه چکمه پوش عضو تأیید شده است.

شایعه‌نویس+رهبر گرگینه
ژورنالیست
رمان‌خـور
نوشته‌ها
نوشته‌ها
2,267
پسندها
پسندها
6,242
امتیازها
امتیازها
388
سکه
2,940
شایعه شده بود که یک مدرسه‌ی کاتولیک تسخیر شده است. یک روز، یک دختر نوجوان بعد از پایان کلاس‌ها دیر ماند تا تکالیف مدرسه‌اش را تمام کند. وقتی داشت در راهروی خلوت قدم می‌زد، از کنار یک کلاس باز عبور کرد.

از گوشه‌ی چشمش، سایه‌ای را دید که در کلاس ایستاده بود. برگشت و از در به داخل نگاه کرد. یک راهبه آنجا ایستاده بود و روی تخته سیاه چیزی می‌نوشت. راهبه ناگهان برگشت و رو به او کرد و دختر از ترس نفسش بند آمد. آن زن پیر هیچ صورتی نداشت.
ویژگی‌های صورتش صاف و صیقلی مانند یک تخم مرغ بود. دختر نوجوان جیغ کشید و با وحشت فرار کرد. او چیزی را که روی تخته سیاه نوشته شده بود، دیده بود. با دست‌خطی درهم و عنکبوتی، این کلمات نوشته شده بود: «کمک کن من در جهنم هستم
 
عقب
بالا پایین