اختصاصی معرفی کشور هیستان

۴۹. آشغالستان​

آشغالستان شهری است که در آن هر چیزی که در شهرهای دیگر دورریختنی محسوب می‌شود، ممکن است هنوز ارزشی داشته باشد. مردم شهر عادت دارند قبل از دور انداختن هر چیزی خوب فکر کنند. شاید بتوان از آن دوباره استفاده کرد یا شاید اصلاً چیزی درونش پیدا شود که به درد بخورد. خیابان‌های شهر پر از وسایل قدیمی، تکه‌های عجیب و چیزهایی است که مردم دیگر شهرها حاضر نیستند حتی به آن‌ها دست بزنند. با این حال، آشغالستان فقط شهر بی‌نظمی نیست. مردمش باور دارند چیزی که برای یک نفر بی‌ارزش است، ممکن است برای دیگری ارزشمند باشد.

اینجا مرز بین گنج و آشغال گاهی فقط به نگاه آدم بستگی دارد.
 

۵۰. بزرگراهستان​

بزرگراهستان شهری است که تقریباً همه‌چیز در آن به مسیر، حرکت و رسیدن مربوط می‌شود. خیابان‌های شهر طولانی و چندشاخه‌اند و هر مسیر می‌تواند تو را به مقصدی کاملاً متفاوت برساند. مردم همیشه در حال رفت‌وآمدند و ایستادن طولانی در یک نقطه چندان عادی نیست. تابلوهای مسیر همه‌جا دیده می‌شوند، اما گاهی آن‌قدر زیادند که انتخاب مسیر درست خودش تبدیل به یک معما می‌شود.

مردم بزرگراهستان معتقدند همیشه لازم نیست کوتاه‌ترین راه را انتخاب کنی؛ گاهی مسیر طولانی‌تر، همان جایی است که قرار است چیزی را در آن پیدا کنی.
 

۵۱. شکمستان​

شکمستان شهری است که تقریباً همه‌چیز در آن از شکم شروع می‌شود. مردم شهر به غذا اهمیت زیادی می‌دهند و برای انتخاب غذا، زمان غذا خوردن و حتی صحبت درباره‌ی غذای بعدی برنامه‌ی دقیقی دارند. بوی غذا در خیابان‌ها همیشه جریان دارد و هر محله به یک غذای خاص معروف است. در شکمستان، دعوت کردن کسی به غذا خوردن یکی از جدی‌ترین نشانه‌های محبت محسوب می‌شود.

مردم شهر معتقدند خیلی از مشکلات دنیا را می‌شود حل کرد؛ فقط کافی است اول یک چیزی بخوریم.
 

۵۲. توانستان​

توانستان شهری است که در آن توانایی و قدرت انجام دادن کارها اهمیت زیادی دارد. مردم شهر مدام در حال یاد گرفتن مهارت‌های تازه‌اند و هرکس سعی می‌کند در کاری بهتر از دیروز خودش باشد. در اینجا کسی فقط به نتیجه نگاه نمی‌کند؛ تلاش و توانایی‌ای که برای رسیدن به آن نتیجه صرف شده هم اهمیت دارد. بعضی‌ها توانایی‌های عجیبی دارند که در شهرهای دیگر شاید هیچ کاربردی نداشته باشد، اما در توانستان برایش شغل پیدا می‌شود.

شعار مردم شهر این است: اگر نمی‌توانی، هنوز یاد نگرفته‌ای، اگر یاد گرفتی، حالا ببین تا کجا می‌توانی بروی.
 

۵۳. غرورستان​

غرورستان شهری است که مردمش به سختی حاضر می‌شوند ضعف یا شکست خودشان را نشان دهند. هرکس سعی می‌کند محکم، مستقل و بی‌نیاز به نظر برسد، حتی وقتی درونش کاملاً خلاف آن را تجربه می‌کند. عذرخواهی در این شهر کار سختی است و بعضی‌ها ترجیح می‌دهند سال‌ها با کسی حرف نزنند تا اینکه یک جمله‌ی «حق با تو بود» بر زبان بیاورند. با این حال، بعضی از مردم شهر کم‌کم می‌فهمند که غرور همیشه نشانه‌ی قدرت نیست.

در غرورستان، سخت‌ترین نبرد معمولاً بین آدم و جمله‌ای است که نمی‌تواند بگوید: «اشتباه کردم.»
 

۵۴. اسنادستان​

اسنادستان شهری است که هیچ حرفی بدون مدرک ارزش زیادی ندارد. برای هر اتفاقی سند، نوشته، امضا یا مدرکی وجود دارد و مردم عادت دارند همه‌چیز را ثبت و نگهداری کنند. اگر کسی بگوید «من یادمه»، احتمالاً اولین جواب این است: «مدرکش کو؟» حتی اتفاقات ساده‌ی روزمره هم ممکن است در پرونده‌ها ثبت شوند تا بعدها کسی نتواند آن‌ها را انکار کند. آرشیوهای شهر آن‌قدر بزرگ‌اند که پیدا کردن یک سند قدیمی خودش تبدیل به ماجرا می‌شود.

در اسنادستان، حافظه ممکن است اشتباه کند؛ اما سند قرار است فراموش نکند.
 

۵۵. چادرستان​

چادرستان شهری است که چادر در آن بخش مهمی از زندگی و فرهنگ مردم است و تقریباً برای هر موقعیتی چادر مخصوصی پیدا می‌شود. چادرها فقط محل ماندن نیستند. بعضی‌هایشان محل دورهمی، استراحت، سفر و حتی برگزاری مراسم‌اند. مردم شهر در برپا کردن چادر مهارت زیادی دارند و یک فضای خالی را در چند دقیقه به یک جای دنج تبدیل می‌کنند. شب‌های چادرستان معمولاً با دورهمی، حرف زدن و قصه گفتن می‌گذرد.

در این شهر، هر جا که یک چادر برپا شود، انگار یک خانه‌ی موقت هم همراهش ساخته شده است.
 

۵۶. کپکستان​

کپکستان شهری است که رطوبت و کپک تقریباً بخشی از زندگی روزمره‌ی مردم شده است. هرچقدر مردم سعی می‌کنند چیزی را تمیز و خشک نگه دارند، کپک از یک گوشه‌ی ناشناخته دوباره پیدایش می‌شود. دیوارها، انبارها و گوشه‌های تاریک خانه‌ها همیشه مشکوک‌اند و هیچ‌کس به یک لکه‌ی کوچک بی‌اهمیت نگاه نمی‌کند. مردم شهر در پیدا کردن کپک مهارت عجیبی دارند و حتی بوی آن را از فاصله‌ی چند متری تشخیص می‌دهند.

در کپکستان یک حقیقت تلخ وجود دارد: اگر امروز کپک را نبینی، احتمالاً فردا خودش را بزرگ‌تر نشان می‌دهد.
 

۵۷. تیرستان​

تیرستان شهری است که در آن تیر و نشانه‌گیری بخش مهمی از زندگی مردم محسوب می‌شود. مردم شهر در هدف‌گیری مهارت زیادی دارند و تقریباً هر چیزی می‌تواند به یک مسابقه‌ی نشانه‌گیری تبدیل شود. هدف‌ها در نقاط مختلف شهر قرار گرفته‌اند و هرکس تلاش می‌کند با کمترین خطا به هدف برسد. بعضی‌ها معتقدند مهم‌تر از قدرت، دقت و تمرکز است و یک تیرِ درست می‌تواند از ده تیرِ بی‌هدف بهتر باشد.

در تیرستان، همه یک چیز را خوب می‌دانند: وقتی هدف را نمی‌شناسی، حتی بهترین تیر هم ممکن است به خطا برود.
 

۵۸. کوکیستان​

کوکیستان شهری است که بوی شیرینی تازه تقریباً همیشه در خیابان‌هایش پیچیده است. مردم شهر برای هر مناسبت، کوکی مخصوصی دارند و حتی بعضی خانواده‌ها دستور پخت‌های قدیمی خودشان را نسل‌به‌نسل حفظ کرده‌اند. رقابت بین شیرینی‌پزهای شهر بسیار جدی است و هرکس ادعا می‌کند دستور کوکی خودش بهترین است. بعضی کوکی‌ها ساده‌اند و بعضی آن‌قدر عجیب و پر از مواد مختلف‌اند که قبل از خوردنشان باید درباره‌شان توضیح داده شود.

در کوکیستان، یک قانون نانوشته وجود دارد: اگر قرار است رژیم بگیری، بهتر است از دروازه‌ی شهر وارد نشوی.
 
عقب
بالا پایین