دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات بانو سودا🦋 ]

عجیبه خانوم

مدیرتالارادبیات+مترجم‌آزمایشی+مقاله‌نویس
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ژورنالیست
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
4,794
پسندها
پسندها
24,970
امتیازها
امتیازها
813
سکه
1,731
°°•به نام یزدان نیک‌خواه•°°

img_33abee48_1789247337.jpg


ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿ‌ﺮﻭﺩ...
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﯾﮏ جایی و به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺑﺮمی‌گردد.
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ؛
ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ!​


این تاپیک متعلق به @بانو سودا🦋 می‌باشد..
از ارسال اسپم در آن خودداری نمایید.


°• مدیریت تالار ادبیات •°
 
img_410d5fbd_1789252294.png

بله… به بودن با تو برای همیشه، یک «بله» برای یک عمر عاشقی 💫
1404/09/08
گلستان، گرگان 🤍💍
 
نسخه کپی برداری شده(سکانس پایانی قسمت 14 بالا و پایین استانبول)🦦


نسخه اصلی احمد کایا❤️‍🩹
 
🤍1405/01/04🤍
امروز یکی از قشنگ‌ترین فصل‌های زندگی‌مون شروع شد؛
روزی که عشق، بعد از تمام سال‌هایی که کنار هم بزرگش کردیم،
لباس سفید پوشید و اسمش شد «زندگی مشترک».

از آن روزهایی که شاید فقط یک تاریخ روی تقویم باشند،
اما برای من، یک دنیا خاطره‌اند؛
یک دنیا «ما»...

امروز، من و سعید
رسماً کنار هم ایستادیم تا ادامه‌ی قصه‌مون رو
نه فقط با عشق، که با تمام بالا و پایین‌های زندگی،
کنار هم بنویسیم.

شاید سال‌ها بعد، وقتی این صفحه را دوباره بخوانم،
موهای‌مان سفید شده باشد و خیلی چیزها عوض شده باشد؛
اما امیدوارم هنوز همان دو نفری باشیم
که روز، 4 فروردین 1405
دست هم را گرفتند و گفتند:
«از اینجا به بعد، با هم.» 🤍🕊️
 
عقب
بالا پایین