همگانی دورهمی ترجمه | شماره 27

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

serino

مدیر تالار ترجمه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
نوشته‌ها
نوشته‌ها
752
پسندها
پسندها
3,819
امتیازها
امتیازها
288
سکه
4,578
متن مورد نظر:
He glared at me.
“I don’t like that look.” I frowned, pulling out my knife and stabbing
him right in the eye.
“MIGHJ! MEH!” he screamed against the tape, writhing like a worm in
pain.
“Much better.” I stepped back again. “You all must think you have balls
of steel. You blew up a church. You all are so badass, right? Let’s see.”​
 
متن مورد نظر:
He glared at me.
“I don’t like that look.” I frowned, pulling out my knife and stabbing
him right in the eye.
“MIGHJ! MEH!” he screamed against the tape, writhing like a worm in
pain.
“Much better.” I stepped back again. “You all must think you have balls
of steel. You blew up a church. You all are so badass, right? Let’s see.”​
با اخم و عصبانیت به من زل زد.
«از این نگاهت خوشم نمیاد.» اخم کردم، چاقویم را بیرون آوردم و درست توی چشمش فرو کردم.
«میگج! مِه!» در حالی که نوار چسب روی دهانش بود، فریاد زد و از شدت درد مثل یک کرم به خودش می‌پیچید.
«خیلی بهتر شد.» دوباره چند قدم عقب رفتم. «همه‌تون حتماً فکر می‌کنین خیلی شجاع و نترسین. یه کلیسا رو منفجر کردین. همه‌تون خیلی خفن و گردن‌کلفتین، مگه نه؟ پس بیایین ببینیم…
 
آخرین ویرایش:
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا پایین