روزنامـه روزنـامهٔ شـهریورماه 1405

❁⪻به نام خالق فروغ و روشنی⪼❁

۱۴۰۵/۶/۲۹
سلام و درود خدمت شما همراهان خوب کافه ژورنال! 💐
پس از مدتها با روزنامه‌ی شهریورماه بازگشته‌ایم.
امید است این شماره از روزنامه مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد و از خواندن آن لذت ببرید.
پیش از آغاز ، از شما دعوت به عمل می آوریم که سری به تالار فرهنگ و هنر تحت مدیریت @حدیثه خانم عزیز بزنید.

اما ابتدا روزنامه‌ی ما را بخوانید! Dandoon


✻✺✻
زمان خیلی سریع تر از آن چه که در خیال آدمی بگنجد، می گذرد. چه تن پروری کنید و چه کوشش و سعی بسیار، او خواهد گذشت. شروع کنید یا پشت درهای تردید بایستید، او اعتنایی نخواهد کرد.
لحظه‌ها را دریابید و از فرصت های پیش رویتان آن گونه که باید، بهره ببرید.
***

سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
در میان این و آن فرصت شمار امروز را

-سعدی
***
این شماره از روزنامه را به @رهگـذررهگـذر عضو تأیید شده است. و @Mansi عزیز تقدیم می کنیم.

(اگر علت را جویا می شوید باید بگویم چون به ترتیب تنها مدیر ارشد و کاربر VIP هستند15cb28_25512)
 
⌕ᯓاز دل هیاهو☕︎:

از تغییر جنسیت تا تغییر کمیت؛ همه در کافه نویسندگان

˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚
درود بر تمامی بینندگان خبرهای زرد کافه ژورنال؛ ورود خودم رو به این بخش خودم به خودم تبریک میگم، هرچند انتظارها از مدیریت کافه ژورنال بالا بود که لااقل با یه گل و شیرینی بیاد خواست... نه یعنی برای تبریک و تشکر، منتها مائده بانو گربه رو همون دم حجله که نه سر کوچه هم که نه همون تو میدون کشت، که یعنی دیگه دوران سارا خانم که لیلی به لالات می‌ذاشت گذشته.
خلاصه که از این بحث جذاب حاشیه‌سازی بگذریم می‌رسیم به تغییر و تحولات نه چندان مهم انجمن که من برای شما شرح میدم باشد که در رنکینگ روزنامه‌‌نگاران، نام خبرگزاری کافه‌ ژورنال اول باشه مهم نیست از کجا.
جونم براتون بگه که طی تحولات اخیر منطقه خاورمیانه، انجمن هم خودش رو از تک و تا ننداخت و شاید اندازه سرمایه‌های کشورهای عربی در قراردادهای عجیب غریب‌شون مهم نباشه اما به هر حال تحولاتی هست که بایستی بهش پرداخت؛ مثلا ما به داداش ژاله می‌پردازیم، روزنامه گاردین و وال استریت ژورنال مقاله‌های کاملاً منظوردار از قراردادهایی که پشت درب‌های بسته نوشته شده می‌نویسن. حالا چه فرقی می‌کنه.
طی این تحولات آقا ما یه داداش داشتیم عمری تو خونه بهش می‌گفتن علی آقا، ماشالا هزار ماشالا هم بچه‌ خیلی خوبیه. اومده نمی‌دونم کدوم از خدا بی‌خبری نشسته زیر پاش، دستش سیگار که نداده ولی یه مطاع نابی داده بهش گفته تو قلعه‌ای، علی دوران قلعه‌نوعی تموم شده تو قلعه‌ی بعدی‌‌ این مملکتی، بعد این بچه‌ هم ساده‌ست من خودم بزرگش کردم، اومده اسمشو گذاشته مثلاً قلعه. الان تو کل محل بهش میگن داداش ژاله؛ و مدیونید فکر کنید من اولین کسی بودم که همچین حرفی زدم (ارواح عمم)
از داداش ژاله بگذریم می‌رسیم به جهندم. بله ماهی قلی داستان، دختری که روزی روزگاری تو تنگ بلوری هر بار که یه دور می‌زد به سرجای اولش تو تنگ چند هزار میکرومتریش می‌رسید می‌گفت: اوه یه جای تازه! حالا برا من فاز برداشته اسمشو گذاشته جهنم. چی بگم دیگه، مبارکت باشه رشد و نمو جان. (قبلاً پدرشون نمو صداشون می‌کردن)
تیام جان هم که هر چند خردادی نیست ولی تو مودی‌گری از خردادی جماعت کم نداره، ماشالا هنرمنده دخترم، بگو خردادی بشه برات خردادی میشه؛ یه هر از گاهی اسم تو شناسنامه‌اش که تیام هستش رو میذاره بعد تبدیل میشه به دیدگان و این دور باطل میان تیام و دیدگان که سنخیت خاصی هم ندارن تکرار میشه.
ننه رهگذر عزیزمون که نام باچلاس Espera رو برای نمایه فاخرشون برگزیده بودن و سواد ناقص من (تقریباً هیچ) اجازه ترجمه رو نمیده به تازگی با گذاشتن نام فرزانه گویی به دنبال کسب مقام معاونت عزیزمون، فرزانه خانم هستن و این به نظر میرسه اولین اعلام موضع رسمی ایشون هست. خدا به خیر کنه. دو تا پیشکسوت آتیش‌شون روشن بشه به هر حال سخته.
ماهناز و فاطمه جان عزیز که از کم‌سعادتی ماست که بنده آشنایی خاصی با این بزرگواران ندارم به ترتیب به Albatross و ماهدخت تغییر نام دادن و دلیل‌شون رو هم اعلام نکردن. به هر حال منتظریم بیاین و بگین که هدف چی بوده، فضول هم چنگیز ساده‌ست، من فقط کنجکاوم.
و جنجالی‌ترین قسمت آقای هیس که شده عجیبه خانم. ایشون اصلاً یه پله بالاتر از همه هستن و نمیشه درمورد ایشون حرف زد اصلاً (از پشت صحنه اعلام کردن که میشه گویا) بعله خلاصه که ایشون نه تنها نام‌شون بلکه جنسیت‌شون رو هم تغییر دادن، اصلا ما همچین آیتمی در کافه نداشتیم و خلاصه از اونجایی که هیچی تو انجمن ما غیرممکن نیست ما تغییر جنسیت هم نمردیم و دیدیم.
با آقا حیات هم کار نداریم. ایشون خوشون دلقک سلطنتی دارن، با دلقکای روزنامه‌نگار حال نمی‌کنن خلاصه که شوخیای ما رو نمی‌پسندن و به وجنات رستم دستان‌وارشون بر میخوره. در همین حد بگم آقا مبارکه از یک حیات تبدیل به دو دست شدید، ارتقای کمیتی داشتید، احسنت احسنت.
برسیم به آسمان جان عزیزم مدیر سابق کافه ژورنال که تبدیل شده به آرام و اما اصلا قرار نیست آرام باشه. تا سارا هست آرام نیست، نام ایشون هم از شوخی‌های روزگاره.
تا اخباری دیگر برای شما بیکاران انجمن بدرود. دوستون دارم شدید به مدت مدید.

˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚

ژورنالیست↜ @هویار
 
عقب
بالا پایین