این خنده زمانی رخ میدهد که فرد اصلاً انتظار خندیدن نداشته و ناگهان چیزی به او برخورد میکند. ممکن است وسط نوشیدن چای باشد و مجبور شود با سرعت تمام جلوی فاجعه را بگیرد. معمولاً بعد از آن هم چند ثانیه طول میکشد تا فرد دوباره بتواند حرف بزند.
قانون هیستان: هیچ نوشیدنیای هنگام پخخخخ امن نیست.
فرد آنقدر میخندد که خنده تبدیل به هقهق میشود و دیگر معلوم نیست دارد گریه میکند یا میخندد. نفس کم میآورد، اشکش درمیآید و هر بار که میخواهد آرام شود، با نگاه کردن به بقیه دوباره شروع میکند.
قانون هیستان: وقتی اشکت درآمده، دیگر کسی نمیپرسد چرا.
این خنده برای زمانی است که چیزی اصلاً خندهدار نیست اما فرد نمیخواهد طرف مقابل ناراحت شود. بنابراین چند «خخخ» تحویل میدهد و امیدوار است کسی متوجه نشود. مردم هیستان متخصص تشخیص خندهی واقعی و خندهی اجتماعی هستند.
قانون هیستان: بعضی خندهها برای شوخی نیستند، برای حفظ روابطاند.
این خنده معمولاً بعد از ثابت شدن یک حرف، بردن یک بحث یا انجام موفقیتآمیز کاری شنیده میشود. فرد با آرامش میگوید «هاه» و طوری نگاه میکند که انگار سه سال برای همین لحظه تمرین کرده است.
قانون هیستان: بعضی خندهها نمیخندند، اعلام پیروزی میکنند.
فرد نمیداند باید بخندد یا باور کند که چنین چیزی واقعاً اتفاق افتاده. بنابراین ابتدا «خخخ» میکند و بعد به طرف مقابل خیره میشود. این خنده بیشتر از آنکه خوشحال باشد، ترکیبی از تعجب و ناباوری است.
قانون هیستان: بعضی اتفاقها آنقدر عجیباند که مغز با خنده جوابشان را میدهد.
اینجا خنده دیگر صدای معمولی ندارد و ممکن است ناگهان به جیغ تبدیل شود. مخصوص لحظههایی است که هیجان از ظرفیت بدن بیشتر شده، دیدن یک اتفاق غیرمنتظره، هدیهی مورد علاقه یا چیزی که مدتها منتظرش بودهای.
قانون هیستان: وقتی ذوق از سقف رد شود، خنده جیغ میکشد.
فرد نمیخواهد کسی بفهمد دارد میخندد. گوشه لبش بالا میرود، سرش پایین میافتد و صدای خیلی آرامی از خودش درمیآورد. معمولاً در موقعیتهایی دیده میشود که نباید خندید و دقیقاً به همین دلیل خنده چند برابر سختتر کنترل میشود.
قانون هیستان: هرچه کمتر اجازهی خندیدن داشته باشی، بیشتر دلت میخواهد بخندی.
این خنده زمانی اتفاق میافتد که شخص از یک نقشه، شوخی یا کاری که قرار است انجام دهد خوشحال است. «هههههه» معمولاً همراه با نگاه مشکوک است و اطرافیان بلافاصله میفهمند یک چیزی در سر این آدم میگذرد.
قانون هیستان: وقتی خندهات شبیه شخصیت شرور شد، احتمالاً نقشهای داری.
این یکی زمانی رخ میدهد که فرد باید ساکت بماند اما چیزی آنقدر بامزه است که بدنش علیه خودش شورش میکند. تلاش میکند جلوی صدا را بگیرد و همین تلاش باعث میشود بیشتر بخندد. در نتیجه ترکیبی از «خخخ»، نفسکشیدن و لرزش شانهها ایجاد میشود.
قانون هیستان: سرکوب خنده معمولاً خنده را قویتر میکند.
این خنده لزوماً به خاطر یک شوخی شروع نمیشود. یک نفر میخندد، نفر دوم به خندهی او میخندد، نفر سوم به هر دوی آنها و ناگهان کل جمع بدون اینکه بداند ماجرا از کجا شروع شده، در حال خندیدن است.
قانون هیستان: در برابر خندهی واگیردار هیچ واکسنی وجود ندارد.