طنز موجودی بنام کنکوری

_من سرباز جنگ کنکورم.
_چه چیزهایی یاد گرفتی؟
_تشخیص انواع دفتر برنامه‌ریزی، شناخت ۲۰ مدل آزمون آزمایشی و توانایی گفتن جمله "از شنبه شروع می‌کنم" در ۳۶۵ روز مختلف
 
پس از ماه‌ها نبرد سنگین، داوطلبان سرانجام به خط پایان رسیدند.
اما:
« اعلام نتایج تا اطلاع ثانوی به تعویق افتاد.»
داوطلبان:
ما از سؤال‌های سخت جان سالم به در بردیم، ولی از انتظار نتیجه نه!
 

​

آخرین روز قبل کنکور:
_وسایل آماده؟
داوطلب:
مداد، پاک‌کن، کارت ورود، آب.
_روحیه؟
داوطلب:
در حد کشوری که ۱۰ سال جنگیده ولی هنوز ایستاده
 
مادربزرگ:
زمان ما جنگ بود.
کنکوری:
ما هم جنگ داریم.
مادربزرگ:
با کی؟
کنکوری:
با سوالی که نوشته بود "گزینه صحیح را انتخاب کنید" ولی خودش نمی‌دونست چی می‌خواد
 
گزارشگر از منطقه عملیاتی:
اینجا جبهه کنکور ۱۴۰۵ است. داوطلبان پس از ماه‌ها مبارزه با تست‌های ترکیبی، امتحانات نهایی و بی‌خوابی، اکنون وارد مرحله جدیدی شده‌اند: جنگ روانی با سایت اعلام نتایج
 
سال ۱۴۰۵ در کتاب‌های تاریخ:
در این سال، دانش آموزان ایرانی پس از نبردی طولانی با کنکور، موفق شدند دشمن اصلی را شکست دهند.
دانش‌آموزان:
پس نتیجه چی شد؟
تاریخ‌دان:
این بخش هنوز در دست بررسی است
 
سال‌ها بعد خواهند گفت:
از امتحانات نهایی عبور کردند...
آن‌ها با غول کنکور جنگیدند...
اما در آخرین مرحله، در کمینگاه سایت سنجش گرفتار شدند
 
نامه یک داوطلب ۱۴۰۵ به آیندگان:
اگر این نامه را پیدا کردید، بدانید ما کنکور را پشت سر گذاشتیم.
اما نتیجه هنوز نیامده.
اگر نتیجه آمد، به خانواده‌ام بگویید من بالاخره آزاد شدم.
 
من از کنکور نمی‌ترسم...
من از لحظه‌ای می‌ترسم که فامیل می‌پرسه:
خب چی شد؟
 
کنکوری:
«اگه قبول شم زندگیم عوض می‌شه.»
نتیجه:
«تبریک، قبول شدی.»
کنکوری:
«خوبه... حالا استرس ترم اول رو شروع کنیم.»
 
عقب
بالا پایین