- یک زمان از دیده گر رفتی، دل از یادت نرفت
هر چه از یادم رود، از یاد تو هرگز نرفت
— سعدی
تا خدا یار است با سلطان مپیچ
- یک زمان از دیده گر رفتی، دل از یادت نرفت
هر چه از یادم رود، از یاد تو هرگز نرفت
— سعدی
ای که در خوابی همه شب تا به روزای عَجب خوب دو دیوانه به هم ساختهاند
زلف آشفتهی تو، با دِل سودایی ما
تا خدا یار است با سلطان مپیچ
گر خدا برگشت صد سلطان به هیچ
سعدی