شعر °اشعار تک بیتی°

‍ لبخند می‌زدم که نفهمند عاشقم
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد
 
لطف تو کم ز کم و جور تو بیش از بیش است
می‌کنم شکر و ندارم گله از بیش و کمت
 
  • داغ جانسوز من از خنده خونین پیداست
    ای بسا خنده که از گریه غم انگیزتر است
  • «رهی معیری»
 
پیراهنی از تارِ وَفا دوخته بودم
چون تابِ جفایِ تو نیاورد کفن شدUTeMl
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NAHIT
عقب
بالا پایین