همگانی حرفتو به ناشناس بزن

دیدی که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!! دیدی صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !! این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند… فرقی نمی کند با مــــــن …بدون مــــــن… دیــــــروز گر چه ســـــــخت امروزم هم گذشت …!!! طوری نمی شود فردا بدون مــــــن !!!
 
زودتر تموم شو؛ دور شو؛ بمیر.
رویِ حضورت و خاطراتت خاک ریخته‌ام.
حالا باید داغت سرد شود.
 
نیستی
و جای خالی ات
سطرهای خشک خیالم را
به مرزهای خیس جنون
کشانده!
می روم
تا پابه پای
ابرهای پاییزی
بغضهای دلتنگی ام را
برشانه های پیراهنت ببارم
 
مرسی که من و شکستی و باعث شدی بهتر بشم
 
هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم
دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست
 
خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام بی قرار تو و چشمان خمارت شده ام خبرت هست دلم مس*ت حضور تو شده عاشق و شفیته ی، زنگ صدایت شده ام خبرت هست که باران بهارم شده ای چون پرستوی مهاجر نگرانت شده ام خط به خط زندگی ام پر شده از بودن تو خبرت نیست و شادم که فدایت شده ام
 
پایانم نزدیک است
نبودنم را خوب تمرین کن.
 
این روزها زیادی تو را کم دارد

به من بگو چه کنم
 
دوستت دارم ولی با دوستانت دشمنی
گردش دنیا فقط آزار یادت داده‌است ...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
عقب
بالا پایین