محفل ادبی [ بهش بگو ... ]

بگو :
تکلیفم با چشم هایم چیست .؟!
لنگر بیاندازم .
و . عاشقی ' کنم ..
یا .چتر بردارم .
و . دلبری ' کنم .؟!
:)
 
تو خیلی چیزارو نمی‌دونی
تو نمی‌دونی چقدر پشت بداخلاقیام قربون صدقت رفتم
تو نمی‌دونی چقدر پیش خودم به وجودت افتخار کردم
تو نمی‌دونی چقدر وقتی خواب بودی باهات حرف زدم
تو نمی‌دونی چقدر وقتی ازم دور بودی از از دست دادنت ترسیدم
تو نمی‌دونی چقدر دوست داشتنت تو قلبم ریشه کرده
تو نمی‌دونی من چقدر فراتر از تصوراتت دوستت دارم.
 
نمی‌تونم ببخشمت؛ چون قلبم رو بارها شکستی.
 
آن عشقی که در خواب و رویای دل انگیز جوانی، هدیه گرفتم هرگز نتوانست در بیداری به وجود آید. عظمت و عمق آن عشق در هیچ معشوق زمینی و دنیوی نبود و نمی تواند باشد. در هیچ کتاب و دفتر و فیلم و داستانی هم نیست و نمی تواند باشد. بیهوده برای چه اینهمه سال دارم انتظار می کشم؟!...
 
به طور عجیبی دلم میخواد خفت کنم...
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 65)
عقب
بالا پایین