سال اول که تازه دانشگاه قبول شده بودم و میخواستم ثبت نام کنم یادمه خیلی سر و کله زدن با سایت و وارد کردن اطلاعات دردسر داشت.
تمام عکس و فایلایی که باید اپلود میکردی باید زیر ۳۰۰ کیلو بایت میبود.
معافیت تحصیلی باید میگرفتی از پلیس به اضافه ده. بعد میرفتی از مدرسه مدارک فارغ للتحصیلی میگرفتی و اپلود میکردی.
و من پدرم شخصیتن ادمیه که تو اینطور مواقع به شدت به ادم استرس میده. به قدرق که فکر میکنی وای الان جاتو میگیرن و دیگه راحت نمیدن.اگر دیر بجنبی.
بعد کلی بدبختی کشیدن تایید نهایی نمیشد ثبت اطلاعاتم. پاشدیم رفتیم دانشگاه دفتر مدیر اصلی و به واسطه اون مسئولینش پیگیر شدن و ایراد متوجه نشدن و رفتیم کافی نت و اونجام طرف بعد دو ساعت زدن اخر همینطور امتحانی درخواست خوابگاه رو نزد و اوکی شد و ما به دانشگاه گفتیم اینطوریه و وقتی برگشتیم خونه تازه اعلامیه داده بودن که تو ثبت نام درخواست خوابگاه رو نزنید چون اماده نیست قبول نمیکنه ارور میده.
سخت ترین دوران زندگیم بود و حجم استرسی که تحمل کردن غیر قابل بیان..
خبر بد اینه که اینجور مسائل قراره همیشه تو زندگی ادم بمونه و توی جامعه و سیستمی که انسان های امروزی زندگی میکنن هیچوقت نقطه به راحتی و اسایش رسیدنی وجود نداره و فقط شکل این استرسه که عوض میشه.