آخرین محتوا توسط Mansi

  1. Mansi

    اطلاعیه درخواست تگ انحصاری برای رمان | تالار رمان

    سلام و وقت بخیر درخواست تگ انحصاری برای داستان کوتاه قرار است بمیرم
  2. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم
  3. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم و از آن روز که در بندِ تواَم آزادم
  4. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد شد سویِ محتسب و کار به دستوری کرد
  5. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
  6. Mansi

    اختصاصی girl to girl

    اینو از طرف خودم که بارها ضربه خوردم و یه دوست روانشناس حرفه ای بهتون میگم: هر جا غریزه و شم زنانه تون تو مغزتون چیزی زمزمه کرد، جدی بگیرینش. درست همون لحظه که با خودت میگی نههه احتمالا بدبین شدم و دارم اشتباه می کنم، داری کاملا درست حس می کنی :)
  7. Mansi

    اطلاعیه درخواست تگ فرعی | آثار تالار رمان

    سلام وقت بخیر درخواست تگ برای داستان کوتاه قرار است بمیرم https://forum.cafewriters.xyz/threads/43114
  8. Mansi

    عالی داستان کوتاه قرار است بمیرم | منصوره صادقی

    «دوست داری فردا بریم یه جایی برای تفریح؟ جایی که باهاش کلی خاطره داریم؟» سرش را بلند می‌کند و با چشم‌هایی که برق می‌زدند می‌گوید «منظورت دشت چالدرانه؟» لبخند می‌زنم و می‌گویم «آره… همون جا که دفعه قبل با هم عکس گرفتیم!» سرش را بالا و پایین می‌کند و می‌گوید «اوهوم! منم لوبیا پلو درست می‌کنم که...
  9. Mansi

    مشاعره مشاعره با حروف تعیینی

    جهان آفرین تا جهان آفرید چون او مرزبانی نیامد پدید خ لطفا
  10. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
  11. Mansi

    عالی داستان کوتاه قرار است بمیرم | منصوره صادقی

    زن کنارم می‌آید و سرش را روی قفسهٔ سینه‌ام می‌گذارد. از جا می‌پرم؛ اجازه ندارم این قدر به خانواده سوژه‌ها نزدیک باشم. می‌خواهم بی‌آن که ناراحتش کنم، دست‌هایش را از دور کمرم باز کنم، اما نگاه مظلومش متوقفم می‌کند. آب دهانم را می‌بلعم و زمزمه می‌کنم «اینجا اذیت می‌شی. بهتره بری تو تختت بخوابی.»...
  12. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار فردوسی |

    از آن چرم کآهنگران پشت پای بپوشند هنگام زخم درای همان کاوه آن بر سر نیزه کرد همان‌گه ز بازار برخاست گَرد
  13. Mansi

    مشاعره مشاعره با حروف تعیینی

    لحظه ای مثل من تصور کن، پای قول و قرار یک نفری ترس شیرین و مبهمی دارد اینکه در انحصار یک نفری س لطفا
  14. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    دل هایمان سیاه ترند از لباسمان! حاضر به مس*ت کردن بی باده نیستیم شیطان اگر که سجده به انسان نکرد و رفت فهمیده بود مثل خودش ساده نیستیم!
  15. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    این نان و آب چرخ، چو سیل است بی‌وفا من ماهی‌ام، نهنگم و عُمّانم آرزوست
عقب
بالا پایین