spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 100 پسندها پسندها 215 امتیازها امتیازها 43 سکه 281 7/25/26 #21 خوب شب هم خالم و داییم اومدن مهمونی که پرده تو حیاط رو درست کردن آخه پرده سایبونمون شده لیانا هم بود که ساعت ده و نیم پدرش دنبالش اومد ژیمناستیک حرفهایی لیانا ۸ سالش بیشتر نیس دومی در راهه
خوب شب هم خالم و داییم اومدن مهمونی که پرده تو حیاط رو درست کردن آخه پرده سایبونمون شده لیانا هم بود که ساعت ده و نیم پدرش دنبالش اومد ژیمناستیک حرفهایی لیانا ۸ سالش بیشتر نیس دومی در راهه
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 100 پسندها پسندها 215 امتیازها امتیازها 43 سکه 281 7/26/26 #22 هم خاله شدم هم عمه اما لیانا گوشی سادم رو خراب کرد الان با گوشی مادرم کار میکنم.
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 100 پسندها پسندها 215 امتیازها امتیازها 43 سکه 281 7/27/26 #23 امروز با خواهرم رفتم بازار و میوه و شیر خریدیم یک ساعت پیش هم رفت خونه خواهر بزرگم تا قالیشویی انجام بده.
امروز با خواهرم رفتم بازار و میوه و شیر خریدیم یک ساعت پیش هم رفت خونه خواهر بزرگم تا قالیشویی انجام بده.
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 100 پسندها پسندها 215 امتیازها امتیازها 43 سکه 281 7/27/26 #24 خواهرم رفت خونه خواهرش بزرگه قراره فردا بیان سمتمون برای ناهار اونم خورشت مرغ.
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 100 پسندها پسندها 215 امتیازها امتیازها 43 سکه 281 7/28/26 #25 حیف نمیتونم کافه نویسندگان بنویسم نوشتنم ضعیفه
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 100 پسندها پسندها 215 امتیازها امتیازها 43 سکه 281 7/29/26 #26 امروز بی حوصلهتر از هرچیزی هستم ذوق برای نوشتن خوابیده ناهار خورشت بامیه خوردیم دو کیلو وزن اضافه کردم باید رعایت کنم.
امروز بی حوصلهتر از هرچیزی هستم ذوق برای نوشتن خوابیده ناهار خورشت بامیه خوردیم دو کیلو وزن اضافه کردم باید رعایت کنم.
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 100 پسندها پسندها 215 امتیازها امتیازها 43 سکه 281 7/30/26 #27 امروز سرحال تر از دیروز اومدم دیشب اهواز صدای انفجار اومد تا صبح نخوابیدم ساعت نزدیک پنج بود لعنت بر اسرائیل و آمریکا.
امروز سرحال تر از دیروز اومدم دیشب اهواز صدای انفجار اومد تا صبح نخوابیدم ساعت نزدیک پنج بود لعنت بر اسرائیل و آمریکا.
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 100 پسندها پسندها 215 امتیازها امتیازها 43 سکه 281 یکشنبه ساعت 08:44 #28 دیشب هم کیک شکلاتی درست کردیم که لیاما دختر خواهرم اومد کلی خوش گذشت لیانا هم فضولی هم ایراد گیر.
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 100 پسندها پسندها 215 امتیازها امتیازها 43 سکه 281 سه شنبه ساعت 13:50 #29 دیروز با خالم رفتیم بازار بستنی خوردم اونم دو ظرف واسم طلا خریدن به کوری چشم حسودها.
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 100 پسندها پسندها 215 امتیازها امتیازها 43 سکه 281 دیروز ساعت 15:55 #30 ناد یا هم دیشب اومد خونه دایی نادیا خواهر بزرگمه امروز ناهار ماهی کبابی خوردیم قراره عصر بریم خونمون افکار مزخرفی میاد تورم شیطان رو لعنت میکنم.
ناد یا هم دیشب اومد خونه دایی نادیا خواهر بزرگمه امروز ناهار ماهی کبابی خوردیم قراره عصر بریم خونمون افکار مزخرفی میاد تورم شیطان رو لعنت میکنم.