spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 83 پسندها پسندها 158 امتیازها امتیازها 33 سکه 209 شنبه ساعت 23:12 #21 خوب شب هم خالم و داییم اومدن مهمونی که پرده تو حیاط رو درست کردن آخه پرده سایبونمون شده لیانا هم بود که ساعت ده و نیم پدرش دنبالش اومد ژیمناستیک حرفهایی لیانا ۸ سالش بیشتر نیس دومی در راهه
خوب شب هم خالم و داییم اومدن مهمونی که پرده تو حیاط رو درست کردن آخه پرده سایبونمون شده لیانا هم بود که ساعت ده و نیم پدرش دنبالش اومد ژیمناستیک حرفهایی لیانا ۸ سالش بیشتر نیس دومی در راهه
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 83 پسندها پسندها 158 امتیازها امتیازها 33 سکه 209 یکشنبه ساعت 14:27 #22 هم خاله شدم هم عمه اما لیانا گوشی سادم رو خراب کرد الان با گوشی مادرم کار میکنم.
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 83 پسندها پسندها 158 امتیازها امتیازها 33 سکه 209 دوشنبه ساعت 15:03 #23 امروز با خواهرم رفتم بازار و میوه و شیر خریدیم یک ساعت پیش هم رفت خونه خواهر بزرگم تا قالیشویی انجام بده.
امروز با خواهرم رفتم بازار و میوه و شیر خریدیم یک ساعت پیش هم رفت خونه خواهر بزرگم تا قالیشویی انجام بده.
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 83 پسندها پسندها 158 امتیازها امتیازها 33 سکه 209 دوشنبه ساعت 22:56 #24 خواهرم رفت خونه خواهرش بزرگه قراره فردا بیان سمتمون برای ناهار اونم خورشت مرغ.
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 83 پسندها پسندها 158 امتیازها امتیازها 33 سکه 209 سه شنبه ساعت 18:56 #25 حیف نمیتونم کافه نویسندگان بنویسم نوشتنم ضعیفه
spideh26 رمانخـور رمانخـور نوشتهها نوشتهها 83 پسندها پسندها 158 امتیازها امتیازها 33 سکه 209 دیروز ساعت 17:17 #26 امروز بی حوصلهتر از هرچیزی هستم ذوق برای نوشتن خوابیده ناهار خورشت بامیه خوردیم دو کیلو وزن اضافه کردم باید رعایت کنم.
امروز بی حوصلهتر از هرچیزی هستم ذوق برای نوشتن خوابیده ناهار خورشت بامیه خوردیم دو کیلو وزن اضافه کردم باید رعایت کنم.