شعر •| شعری که بر دلت نشست |•

صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
نامه‌ات را هنوز می‌خوانم گفته بودی بهار می‌آیی…
می‌نویسم قطار اما تو… با کدامین قطار می‌آیی؟!
 
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﮔﺮ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻲ ﺑﻪ ﮐﺎﻡ ﻳﮏ ﻧﻔﺮ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﮐﻨﻲ
یا توانستی زمین تشنه ای را سرخوش از باران کنی

گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی
یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنی

گر توانستی به خوان رنگی ات یک رهگذر مهمان کنی
یا توانستی بدون حاجتی هم ذکر آن یزدان کنی

گر توانستی لباس بی ریای عاشقی بر تن کنی
میتوانی آن زمان فریاد انسان بودنت بر کوی و برزن برزنی
 
دیدمش، دیدی که دیدن دیده ام را پیر کرد؟
دیدنش قلب خودم را با خودم درگیر کرد..
دیدمش، دیدی چه شد؟! آمد امیدم زنده شد..
دیدنش، تصویر اورا در دلم تکثیر کرد...
 
آدمی‌زاد است دیگر دوست دارد دق کند
گاه گاهی گوشه ای بنشیند و هق هق کند
با خودش خلوت کند از دست بی کس بودنش
هی شکایت از خودش از خلق و از خالق کند
من شدم این روزها خورشید سرگردان که روزوشب فقط
در پی ات باید مکرر مغرب و مشرق کند
آنقدر با چشمهایت دلبری کردی که شیخ
جرعت این را ندارد صحبت از منطق کند
حد بی انصاف بودن را رعایت کن،برو
ماندن تو میتواند شهر را عاشق کند
کاش میشد کنج دنجی را شبی پیدا کنم
آدمی‌زاد است دیگر دوست دارد دق کند:)
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: S. Ghazal
🥀دلم آرامشِ طولانیِ با یار می‌خواهد!
کمی بوسه، کمی مویش، کمی دیدار می‌خواهد

میان حسّ تنهایی، میان حال مخدوشم
از آن "آرام باش جانم"، دلم بسیار می‌خواهد!

میان اینهمه مردم، نفهمید هیچ کس من را
تو باش و دردِ دل گویم، دلم غمخوار می‌خواهد

روانم بس پریشان و، شده فکر و همه چیزم
مرا آیا که از عمق دلش، دلدار می‌خواهد؟

دلم درمانده از این حال و این هر روز تکراری
بیا! با تو دلم اصلاً فقط تکرار می‌خواهد!

همین مصرَع برای کلّ حالِ روحِ من کافی‌ست:
دلم آرامش طولانی با یار می‌خواهد

🦋✨️
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
عقب
بالا پایین