می بینمت با غیر، گویی کشورش را
در چنگ دشمن دیده باشد پادشاهی
 
می بینمت با غیر، گویی کشورش را
در چنگ دشمن دیده باشد پادشاهی
یادم معطر میشود وقتی که یادت میکنم
ای یاد تو مستانگی هشیار مگذارم مرا
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
از دیده خونِ دل همه بر رویِ ما رَوَد
بر رویِ ما ز دیده چه گویم چه‌ها رَوَد

ما در درونِ سینه هوایی نهفته‌ایم
بر باد اگر رَوَد دلِ ما زان هوا رود
 
دود اگر از شعله بالاتر نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
 
دود اگر از شعله بالاتر نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی
دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانهٔ کیست؟
جانِ ما سوخت، بپرسید که جانانهٔ کیست؟

حالیا خانه‌براندازِ دل و دین من است
تا در آغوشِ که می‌خسبد و هم‌خانهٔ کیست؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانهٔ کیست؟
جانِ ما سوخت، بپرسید که جانانهٔ کیست؟

حالیا خانه‌براندازِ دل و دین من است
تا در آغوشِ که می‌خسبد و هم‌خانهٔ کیست؟
تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا
سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
ای سرو ناز حُسن که خوش می‌روی به ناز
عشّاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
ای سرو ناز حُسن که خوش می‌روی به ناز
عشّاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز
زهی خجسته زمانی که یار بازآید
به کامِ غمزدگان غمگُسار بازآید
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
زهی خجسته زمانی که یار بازآید
به کامِ غمزدگان غمگُسار بازآید
دلدار که گفتا به توام دل نگران است
گو می‌رسم اینک به سلامت، نگران باش

خون شد دلم از حسرتِ آن لعلِ روان‌بخش
ای دُرجِ محبّت به همان مهر و نشان باش
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
عقب
بالا پایین