Mansi
مدیر تالار نقد + جادوگر سپید
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
منتقد
منتقد ادبی
داور آکادمی
نویسنده نوقلـم
می بینمت با غیر، گویی کشورش را
در چنگ دشمن دیده باشد پادشاهی
در چنگ دشمن دیده باشد پادشاهی
یادم معطر میشود وقتی که یادت میکنممی بینمت با غیر، گویی کشورش را
در چنگ دشمن دیده باشد پادشاهی
تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیباییدود اگر از شعله بالاتر نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
تا بود بار غمت بر دل بیهوش مرایا رب این شمع دلافروز ز کاشانهٔ کیست؟
جانِ ما سوخت، بپرسید که جانانهٔ کیست؟
حالیا خانهبراندازِ دل و دین من است
تا در آغوشِ که میخسبد و همخانهٔ کیست؟
زهی خجسته زمانی که یار بازآیدای سرو ناز حُسن که خوش میروی به ناز
عشّاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز
دلدار که گفتا به توام دل نگران استزهی خجسته زمانی که یار بازآید
به کامِ غمزدگان غمگُسار بازآید