یار مردان خدا باش که در کشتی نوحدل و دین و عقل و هوشم همه را به باد دادی
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی
هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
یار مردان خدا باش که در کشتی نوحدل و دین و عقل و هوشم همه را به باد دادی
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی
دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باکوه! که سودای تو آخر سر بشیدایی کشید
قصهی عشق نهان ما به رسوایی کشید
دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیزدامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک
جامهای در نیک نامی نیز میباید درید