داستانک: هشت دُم و دو بال
نویسنده: هستی جباری
ژانر: اجتماعی
مقدمه:
ابتدا فکر میکردم من متفاوت هستم؛
سپس متوجه شدم بقیه هم فرق دارند، فقط خودشان نمیدانند.
یکی دُم، یکی بال، یکی پنجه و دیگری پَر دارد.
همهی انسانها اسمش را «اخلاق» و «شخصیت» گذاشتهاند.
من روباهام؛ اینجا همه نقاب دارند و چیزی هستند غیر از آنچه نشان میدهند.
***
سخن نویسنده:
هشت دُم و دو بال روایتی از جانور منشهای انسانی است.
تقدیم به کسانی که هر چند کم اما به درون خود مینگرند.
- EMMA
- پاسخها: 13
- تالار: قوانین و اطلاعیهها
درخواست تگ🌹