نظارت همراه رمان مه، خانه‌ی خاطره‌ها | ناظر: مینرا

درود وقتتون بخیر
پارت جدید گذاشتم 🌱
مجدداً پارتتون ایرادات خیلی زیادی نداشت ولی به این مسائل دقت کنید:

آنکه ✘ آن که ✔

«نه برای آن‌که نگران باشند،
بلکه چون داشتند از نو زاده می‌شدند.» ✘
ویرگول تموم کننده‌ی جمله نیست بنا براین نمیشه بعدش سرخط گذاشت.
نه برای آن‌که نگران باشند، بلکه چون داشتند از نو زاده می‌شدند. ✔

«صبح، بی‌آنکه طلوع کرده باشد، از پنجره‌ی اتاق خزید.»
من معنی این جمله رو نفهمیدم. یعنی چی که بی‌آن‌که طلوع کرده باشد؟ لطفاً بهم بگو.

باز هم باید یادآوری کنم که میزان استفاده‌ت از ویرگول و سرخط رو کم کن لطفاً.
 
درود
پارت جدید گذاشتم
هیچ‌کس ✘ هیچ کس ✔
چطور ✘ چه‌طور ✔
اینکه ✘ این که ✔
کالرا ✘ کلارا ✔
چقدر ✘ چه‌قدر ✔

ــ «اگه پشیمون بود، می‌ذاشتی زنده بمونه؟» ✘
برای دیالوگ‌ها از گیومه استفاده نکن عزیزم. گیومه برای نقل قوله.
ــ اگه پشیمون بود، می‌ذاشتی زنده بمونه؟ ✔
 
درود
پارت جدید گذاشتم🌱
بالاخره ✘ بالأخره ✔

برای اولین بار هیچ‌کدامشان خواب کابوس ندیدند. ✘
برای اولین بار هیچ کدامشان کابوس ندیدند. ✔

و یه نکته‌ی دیگه. چرا توی این پارت دیالوگ‌هات از فرم محاوره‌ای به ادبی تغییر کردن؟ این پرش لحنه بعداً حتماً درستش کن.
 
و اما پارت آخر:
اینکه ✘ این که ✔
بی‌سروصدا ✘ بی سر و صدا ✔
بالاخره ✘ بالأخره ✔
کم‌سابقه ✘ کم سابقه ✔

  • آره... دیدمش.
  • پشیمونی؟ ✘
برای این که نیم‌خطی که قبل از نوشتن دیالوگ می‌ذاری به شکل پوینت در نیاد، می‌تونی یه نیم‌فاصله بعد از نیم خط بذاری. اژن اتفاق زمانی می‌افته که چندتا دیالوگ رو پشت سر هم و بدون مونولوگ می‌نویسی.
-‌ آره... دیدمش.
-‌ پشیمونی؟

«نوری گرم،
طلایی، که روی دیوارهای اتاق افتاده بود» ✘
توی این جمله هم بعد از ویرگول سرخط گذاشتی که غلطه.
نوری گرم، طلایی، که روی دیوارهای اتاق افتاده بود ✔

ویکتور گفت: - چی؟ ✘
ویکتور گفت:
- چی؟ ✔

«شبیه آن لحظه‌ای که بفهمی زندگی هیچ‌وقت قرار نیست بی‌نقص باشه، ولی می‌تونه از نو ساخته بشه.»
این جمله‌ی آخری هم همون طور که خودت داری می‌بینی پرش لحن داره. مونولوگ از ادبی به محاوره‌ای پریده. بعداً درستش کن لطفاً.

رمان قشنگی داری عزیزم. منتظر پارت‌های بعدی هستم.
با عشق؛ ناظر مشتاق رمانت.
 
مجدداً پارتتون ایرادات خیلی زیادی نداشت ولی به این مسائل دقت کنید:

آنکه ✘ آن که ✔

«نه برای آن‌که نگران باشند،
بلکه چون داشتند از نو زاده می‌شدند.» ✘
ویرگول تموم کننده‌ی جمله نیست بنا براین نمیشه بعدش سرخط گذاشت.
نه برای آن‌که نگران باشند، بلکه چون داشتند از نو زاده می‌شدند. ✔

«صبح، بی‌آنکه طلوع کرده باشد، از پنجره‌ی اتاق خزید.»
من معنی این جمله رو نفهمیدم. یعنی چی که بی‌آن‌که طلوع کرده باشد؟ لطفاً بهم بگو.

باز هم باید یادآوری کنم که میزان استفاده‌ت از ویرگول و سرخط رو کم کن لطفاً.
من در این جمله خواستم صبح را نه به‌صورت معمول و روشن، بلکه به‌صورت مبهم و خاموش نشان بدهم. به همین خاطر از تشخیص استفاده کردم و صبح را مثل موجودی زنده تصویر کردم که می‌تواند بخزد. همین‌طور با آوردن عبارت "بی‌آنکه طلوع کرده باشد" یک نوع پارادوکس ساختم تا نشان دهم صبح آمده اما روشنایی و امیدی در آن نیست. درواقع قصد داشتم فضایی غم‌آلود و سنگین را به مخاطب منتقل کنم.
اگه میخواین تغییر بدم؟
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین