همگانی [ غلط ننویسیم ]

مُستولی: قربان‌زاده، چیره، مسلط
 
استیلا: دست یافتن، برتری و چیرگی یافتن
استیصال: درمانده و بیچاره شدن
 
غیظ: خشم شدید.
غیض: کاهش آب، اندک.
قیز هم به ترکی میشه دختر

قرض: اعطای بخشی از مال به دیگری است
غرض: هدف، غرض از مزاحمت به معنی هدف از مزاحمت یا هدف از دیدار می‌باشد.
 
اسیر: گرفتار، زندانی
اثیر: در دانش باستانی جوهری است که گیتی را فرای مرزهای زمینی پر میکند و عناصر چهارگانه(آب، هوا، خاک و آتش) را در کنار هم نگه داشته است. عنصر پنجم.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: CarNeliaN
رج به رج: یعنی ردیف به ردیف

پ.ن: به عبارتی یعنی ظریف‌تر و دقیق‌تر از کلمه به کلمه!
 
لاقید: بی‌اعتنا
❌لاقیدانه نداریم! غلطه
 
مستور کردن/ مستور شدن: پنهان کردن/شدن، حجابدار کردن/شدن

نمونه:
پرهای شال کرم رنگ را بر شانه‌هایش انداخت و دهانش را در زیر آن مستور کرد تا اندکی از گرمایش به او سرایت کند.
 
قُمپُز: ادعای بی‌دلیل و بی‌مورد/ لاف
{یک لغت و اصطلاح عامیانه هستش}
 
فندک زیپو: یکی از محبوب‌ترین و معروف‌ترین برندهای فندک در جهان است.(Zippo)
 
عقب
بالا پایین