قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی Alirix ]


« چشم انسان به منزله روزنی است که از ورای آن میتوان افکاری را که در مغز او رژه میروند مشاهده کرد.»


کلود ولگرد | ویکتور هوگو
 
آخرین ویرایش:
روز یکشنبه هنگامی که کلود در حیاط زندان بر سر سنگی نشسته، آرنج ها به روی زانو نهاده، سر در میان دو دست گرفته و ساعت ها خاموش و متفکر به همان حال مانده بود، یکی از محکومین موسوم به فایت Faillette به او نزدیک شد و با خنده و هیاهو بر سرش بانگ زد و گفت:
«ها، شیطان، داری چکار میکنی؟»
کلود سر سنگین و مردانه اش را آهسته بلند کرد و گفت:

«دارم کسی را محاکمه میکنم.»



کلود ولگرد | ویکتور هوگو
 
آخرین ویرایش:
«چون محبوب زندانیان بود، منفور زندانبانان گردید.»


کلود ولگرد | ویکتور هوگو
 
آخرین ویرایش:
کلود متوسل به دزدی شد ولی نمیدانم چه دزدید و از کجا دزدید، همین‌قدر میدانم که از آن دزدی سه روز نان و آتش برای عائله خود و پنج سال حبس برای خود خرید.


کلود ولگرد | ویکتور هوگو
 
آخرین ویرایش:
کلود کم حرف بود ولی «ژست» و حرکت زیاد داشت. سلطه و قدرتی معنوی در سراپای وجود او نهفته بود که دیگران را به اطاعت وامی‌داشت. حالت تفکری در سیمای او دیده میشد که حاکی از اراده و جدیت او بود نه از آلام و مصائب روحی، و با این وصف در زندگی درد و رنج بسیار دیده بود.



کلود ولگرد | ویکتور هوگو
 
آخرین ویرایش:
از زمره کسانی بود که اغلب انسان تصور میکند از چوب ساخته شده‌اند، از کسانی که از یک سر مشتعل‌اند و از سر دیگر سرد.



کلود ولگرد | ویکتور هوگو
 
آخرین ویرایش:
در جهان مردمی هستند که آهن‌اند و مردمی که آهن‌ربا، کلود آهن‌ربا بود.



کلود ولگرد | ویکتور هوگو
 
آخرین ویرایش:
خود او نیز گاهی به اشتباه می‌افتاد و نمی‌دانست شاه است یا زندانی.
گفتی پاپ اعظم است که با اصحابش به زندان افتاده است.




کلود ولگرد | ویکتور هوگو
 
آخرین ویرایش:
کسی که مورد توجه و علاقه مردم شود ممکن نیست خشم و بغض دشمنان مردم را برنیانگیزاند.
عشق و وفاداری به غلامان همیشه کینه و نفرت خواجگان را در پی دارد.




کلود ولگرد | ویکتور هوگو
 
آخرین ویرایش:
کلود شخصا به قبح عملی که در آن شب می‌خواست مرتکب شود اعتراف میکرد ولی معتقد بود که در آن مورد بیگناه است.



کلود ولگرد | ویکتور هوگو
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین