کافه کتاب کتاب‌هایی که میخوانیم!

آدم‌هایی که در عمرشان از پس حل کردن چیزی برآمده بودند معمولاً پشتکار زیاد داشتند و کمی هم خوش‌شانسی. اگر به اندازهٔ کافی پافشاری می‌کردی معمولاً شانس هم به‌دنبالش می‌آمد. خیلی از آدم‌ها نمی‌توانند منتظر شانس بمانند، پس تسلیم می‌شوند.

عامه‌ پسند - چارلز بوکوفسکی
 
تا وقتی که من این جهانِ غریب را ترک بگویم، جهانی که دارد خسته‌ام میکند، تنها امیدم این است که روزی تو بفهمی چقدر دوستت داشته‌ام.

- آلبر کامو
 
اینجا زندگی‌ام میان امید و ناامیدی در نوسان است. هم‌زمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم می‌دهم و گاهی هرج‌و‌مرج است که زندگی‌ام را می‌بلعد.

- نامه آلخاندرا پیثارنیک به لئون استروف
 
تحمل بعضی چیز‌ها از عهده هر کسی خارج است. من آنقدر به کلنجار رفتن با آینده‌هایی که میتوانستم بسازم سرگرم شدم، که دست‌آخر آن‌ها مرا ساختند. بعضی مشکلات در این جهان هیچ راه حلی ندارند. هیچ! برای حل کردنشان هیچ کاری از دست هیچ کسی بر‌نمی‌آید!

مسیحای تلماسه - فرانک هربرت
 
یک سال می‌شود چند سال و چند سال می‌شود یک عمر. یک روز صبح، بیدار می‌شوید و می‌بینید روزهای رفته‌تان بیشتر از روزهای پیش رویتان است و نمی‌دانید چطور به اینجا رسیده‌اید.

بریت‌ماری اینجا بود - فردریک بکمن
 
تا زمانی که دل تحت تأثیر قرار نگیرد، جسم باکره باقی می‌ماند.

دیوانه بازی - کریستین بوبن
 
چه خوب بود که آدمی می‌توانست وقتی درد و مصیبتی دارد، ماه‌ها بخوابد و چندین ماه بعد، آسوده و تازه نفس از خواب برخیزد؛ اما هیچ‌کس نمی‌تواند چنین کاری بکند؛ باید بیدار ماند و درد کشید و با دردهای خود کنار آمد.

ژان کریستف - رومن رولان
 
جایش ولی همیشه می‌ماند. این همیشه چه آدم را می‌ترساند. همیشه.

دال دوست داشتن - حسین وحدانی
 
تنهاییِ آدم‌ها بزرگه، خیلی بزرگ، شایدم به وسعت یک دریا است؛ اما برای پُر کردنش، یک لیوان محبت کافیست.

صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز
 
کشیش؟ نه کشیش می‌خواهم چه‌کار؟ مگر پولتان زیادی کرده‌ که می‌خواهید یک روبل هم خرج کشیش کنید؟ خدا بی کشیش هم باید گناهان مارا ببخشد. خودش می‌داند که من چقدر زجر کشیده‌ام! نبخشید هم نبخشید. چه کارش کنم!

جنایت و مکافات - داستایفسکی
 
عقب
بالا پایین