کافه کتاب کتاب‌هایی که میخوانیم!

همیشه فکر می‌کردم کسی باید باشد که من را بفهمد، اما نبود.

چشم‌هایش - بزرگ علوی
 
گاهی وقت‌ها آدم از اوقات خوب زندگی بی‌خبر است. تا اینکه‌... همه چیز بد می‌شود، و وقتی به گذشته نگاه می‌کند، می‌بیند چقدر خوشبخت بوده است. و چقدر بی‌خیال.

نبرد با شیاطین - دارن شان
 
من با همهٔ دنیا غریبه‌ام جز با تو.

- فروغ فرخزاد
 
دردناک است که بفهمی برای بعضی‌ها فقط تا وقتی ارزش داری که به دردشان بخوری.

چنین گفت زرتشت - نیچه
 
همیشه میان من و دیگران دیواری بود؛ این دیوار را خودم ساخته بودم.

بوف کور - صادق هدایت
 
هیچ چیز خطرناک‌تر از آدمی نیست که خودش را مظلوم نشان می‌دهد.

هنر جنگ - سون تزو
 
گاهی آدم می‌ماند میان ماندن و رفتن، نه می‌تواند بماند نه دلش می‌آید برود.

چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم - زویا پیرزاد
 
ما انسان‌ها، حتی وقتی بدبختیم، باز هم رؤیا می‌بافیم؛ این یکی از رازهای زنده بودن ماست.

ابله - داستایفسکی
 
دوستی واقعی آن‌جاست که حتی سکوت میان دو نفر هم راحت باشد.

کلبه عمو تام - هریت بیچر است
 
وقتی چیزی را می‌بخشی، اول خودت آزاد می‌شوی.

بخشش رادیکال - کالین تیپینگ
 
عقب
بالا پایین