کافه کتاب کتاب‌هایی که میخوانیم!

عجیب است. من دیگر آن آدم نیستم و دیگر آن آدم هم نخواهم شد. چیز‌هایی در من برای همیشه مرده است. انگار هیچ‌وقت نمی‌توانم دیگر از ته دل بخندم یا حتی با تمام وجود گریه کنم.

ما ایوب نبودیم - فاطمه ستوده
 
هیچ چیز خفت‌آورتر از این نیست که ببینی ابلهی در آن‌چه تو شکست خورده‌ای موفق شده است.

تربیت احساسات - گوستاو فلوبر
 
دل‌هایی که شکسته‌اند، هرگز دوباره همان دل نمی‌شوند.

بلندی‌های بادگیر - امیلی برونته
 
دوباره کمی خودم را به دست آورده‌ام و اندک‌اندک کار می‌کنم؛ همان جریان پیاپی از هم پاشیدن و به خود آمدن.

روزها در راه - شاهرخ مسکوب
 
ما زندانی گذشته‌ایم که خود ساخته‌ایم.

دنیای قشنگ نو - آلدوس هاکسلی
 
وجود رنج‌های درونم را می‌پذیرم. اما چیز دیگری هم که پذیرفته‌ام این است که با وجود تمام رنج‌هایم همچنان سرشار از زندگی هستم.

نیلوفر و مرداب - تیچ نات‌ هان
 
گاهی انسان در میان جمع هم تنهاست.

صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز
 
برای کشف ذهنیات مردم به خودت زحمت نده بهترین کسانت را از دست میدهی. ذهن مردم با ظاهرشان خیلی فرق داره.

بازگشت - احمد محمود
 
ترومای من این بود که باید از خودم در مقابل کسانی دفاع می‌کردم که قرار بود از من مراقبت کنند.

افسانه عادی بودن - گبور مته
 
خاطرات، تنها چیزی‌اند که با ما می‌مانند و ما را می‌کشند.

جز از کل - استیو تولتز
 
عقب
بالا پایین