:)MAHAK
مدیر آزمایشی تالار سرگرمی+ گرگینه
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایـشی تالار
منتقد ادبی
ناظر ارشد آثار
ناظر همراه
ژورنالیست
تیمتعیینسطح
رمانخـور
«تنها همدم من »
در این روز ها از زندگی خودم هم نمی دانم چه می خواهم. ساعت های عمرم بیهوده می گذرند بدون اینکه تا به حال حتی کوچکترین معنایی از این زندگی را درک کرده باشم.
باور نبودنت کار آسانی نیست اما چاره ای ندارم باید بپذیرم.
دلتنگ تر از آنی هستم که فکرش را می کنی.کاش می توانستم دلیل رفتن را، آن هم اینگونه رفتنت را بدانم. مگر من چه گناهی نابخشودنی مرتکب شده بودم که این چنین رها شدم.
کاش دلیل این رفتار هارا می دانستم، دلیل آن حرف های آزار دهنده از جانب تو چه بود؟
جان من نمی توانم تو را ملامت کنم. امیدوارم در هرجا که هستی خرسند و خوشحال باشی.
فقط بدان این افکار نیمه جان،برایش سوال شد که چرا؟
در این روز ها از زندگی خودم هم نمی دانم چه می خواهم. ساعت های عمرم بیهوده می گذرند بدون اینکه تا به حال حتی کوچکترین معنایی از این زندگی را درک کرده باشم.
باور نبودنت کار آسانی نیست اما چاره ای ندارم باید بپذیرم.
دلتنگ تر از آنی هستم که فکرش را می کنی.کاش می توانستم دلیل رفتن را، آن هم اینگونه رفتنت را بدانم. مگر من چه گناهی نابخشودنی مرتکب شده بودم که این چنین رها شدم.
کاش دلیل این رفتار هارا می دانستم، دلیل آن حرف های آزار دهنده از جانب تو چه بود؟
جان من نمی توانم تو را ملامت کنم. امیدوارم در هرجا که هستی خرسند و خوشحال باشی.
فقط بدان این افکار نیمه جان،برایش سوال شد که چرا؟
آخرین ویرایش: