محفل ادبی {دیالوگ‌‌های دلنشین}

" دختری که باهات دعوا میکنه و حسودی میکنه دوستت داره وگرنه میتونید برید با دختری که پولتونو بگیره بهتون لبخند بزنه "
 
همیشه تهش همین میشه که انگار دیگه نمیشناسیم همو:)
 
در نهایت ، شبی برای آخرین بار به تو فکر می‌کنم و تمام می‌شوم
 
ای‌خاک،با عزیزانی که به آغوشت سپرده ایم مهربان باش که در این وطن نامهربانی بسیار دیده اند .
 
امروزم تکست ندادی، خاک تو سرت
 
واقعاً دلم یه حرف ”اگه یه تارِ مو از سرت کم بشه اونوقت به دنیا نشون میدم جنگ واقعی چه شکلیه“ میخواد.
 
من دلتنگ شب‌هایی هستم که زود هنگام
بی‌آنکه به چیزی فکر کنم، به خواب می‌رفتم.
 
پیداشد جسد آنان که گفتند بی تو میمیریم در آغوش دیگری جان داده بودند(:
 
اگر فردا نبودم و خبری از من نشد،
اگر روزها گذشتند و منی در کار نبود،
این را بدان که من در تمام این لحظات سخت،
همیشه به یاد تو بودم.
 
رنج ِ حرمان نکشیدی که بدانی چه کشیدم:)
 
عقب
بالا پایین