نظارت همراه رمان یک مشت گیلاس | ناظر: .Nazi

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

serena

مدیر تالار نظارت+ مترجم آزمایشی+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ناظر ارشد آثار
ناظر همراه
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
967
پسندها
پسندها
5,743
امتیازها
امتیازها
348
سکه
3,301
نویسنده عزیز، از اینکه انجمن کافه نویسندگان را برای ارتقای قلم خود و انتشار آثار ارزشمندتان انتخاب کردید، نهایت تشکر را داریم.
لطفا پس از هر پارت گذاری در گپ نظارت اعلام کنید. تعداد مجاز پارت در روز ۱۰ پارت می باشد. در غیر این صورت جریمه خواهید شد.
پس از هر ده پارت، رمان شما باید طبق گفته های ناظر ویرایش گردد وگرنه رمان قفل می شود.
پس از ویرایش هر پستی که ناظر در این تاپیک ارسال کرده است، آن را نقل قول زده و اعلام کنید که ویرایش انجام شده است.
از دادن اسپم و چت بی مربوط جدا خودداری کنید
نویسنده: @shirin_s
ناظر: @.Nazi
 
آخرین ویرایش:
درود نویسنده عزیز:
@shirin_s
بعدا قرار دادن هرپارت از رمانتون لطفا اینجا اعلام کنید تا ناظر چک کنند.
قلمتون ماندگار
 
نظارت رمان یک مشت گیلاس: مقدمه + پنج پارت بعدی
سلام
وقت بخیر
قهرمان‌ها حاضر هستن سختی‌ها را تحمل و فداکاری کنند تا مسیر برای هم‌نوع‌هایشان هموار شود.
در این قسمت مقدمه یک غلط املایی وجود داره که "هستند" ، "هستن" تایپ شده.
اما نگاه تو آنقدر رنگ زندگی داشت که نتوانم چشم از آن بگیرم.
این بخش هم که قسمتی از خلاصه هستش یه نقص کوچیک توی جمله بندی داره
در واقع "داشت" فعل گذشته و "نتوانم" فعل حال هست و توی جمله تضاد به وجود میاره.
پس میتونید جمله تون رو به این شکل ویرایش کنید: اما نگاه تو آنقدر رنگ زندگی داشت که نتوانستم چشم از آن بگیرم.

مخصوصا وقتی که نگاهم که به چشم‌های تو باشد.
این هم جمله آخر خلاصه هستش یه "که" اضافه داره.
ویرایش شده به این شکل میتونه باشه: مخصوصا وقتی که نگاهم به چشم های تو باشد.

شکوفه‌های صورتی و لطیف گیلاس از بین شاخ و برگ‌های درخت‌ها به روی گلاب لبخند می‌زدند و دلش را گرم می‌کردند.
در این قسمت از پارت اول هم مشکلی وجود نداره ولی برای زیبا تر شدن خوانش متن میتونید به جای کلمه "درخت ها" از " درختان" استفاده کنید که تکرار کلمه "ها" در متن زیاد نشه.
تصحیح شده: شکوفه‌های صورتی و لطیف گیلاس از بین شاخ و برگ‌های درختان به روی گلاب لبخند می‌زدند و دلش را گرم می‌کردند.

هر وقت خبردار می‌شد پدرش تصمیم دارد به باغ سر بزند آب دستش بود زمین می‌گذاشت و به دنبالش راه می‌افتاد.
توی این پاراگراف هم میتونید برای اینکه دو تا جمله "هر وقت خبردار می‌شد پدرش تصمیم دارد به باغ سر بزند" و "آب دستش بود زمین می‌گذاشت و به دنبالش راه می‌افتاد." بهم ربط پیدا کنن بینشون یه ویرگول بزارید.
به این شکل: هر وقت خبردار می‌شد پدرش تصمیم دارد به باغ سر بزند، آب دستش بود زمین می‌گذاشت و به دنبالش راه می‌افتاد.

اما این دختر تا چشمش به درخت‌ها می‌خورد از خود بی‌خود می‌شد.
این قسمت هم مورد بالا رو داره: اما این دختر تا چشمش به درخت‌ها می‌خورد، از خود بی‌خود می‌شد.
گلاب سرخوش بین درخت‌ها می‌چرخید، نسیم عیدانه هم پا به پایش میان درخت‌ها چرخ می‌زد و چین‌های دامن گلدار محلی گلاب را باز می‌کرد و شاخ و برگ درخت‌ها را تکان می‌داد.
بهتره این شکلی ویرایش بزنید که "واو" زیاد تکرار نشه: گلاب سرخوش بین درخت ها می چرخید، نسیم عیدانه پا به پایش میان درخت ها چرخ می زد، چین های دامن گلدار محل گلاب را باز می کرد و شاخ و برگ ها را تکان می داد.
یک بشقاب از کاکا ی دست‌پخت مادرش هنوز روی ایوان بود.
شکل درست "کاکا ی" ،"کاکای" هستش.
یک بشقاب از کاکای دست پخت مادرش هنوز روی ایوان بود.

هوا سرد بود و از آن فاصله‌ی اندک درب و چهارچوب سوز وارد اتاق می‌شد.
برای اینکه جمله اشتباه خونده نشه یه ویرگول اضافه کنید:
هوا سرد بود و از آن فاصله اندک درب و چهارچوب، سوز وارد اتاق می شد.

با صدای پدرش کم‌کم هشیار شده و چشم باز می‌کند و از خواب می‌پرد.
دوباره توی این جملات تکرار "واو" دیده میشه، با استفاده از ویرگول تصحیح کنید:
با صدای پدرش کم کم هوشیار شده، چشم باز می کند و از خواب می پرد.

پدرش مقابلش بر زانو نشسته بود و دست بر شانه گلاب گذاشته بود و پدرانه تنها دخترش را صدا می‌زد.
این قسمت هم مورد بالایی رو شامل میشه.
تصحیح شده: پدرش مقابلش بر زانو نشسته بود، دست بر شانه گلاب گذاشته بود و پدرانه تنها دخترش را صدا می زد.

با تکان خوردن در جایش صدای داد استخوان گردنش بلند می‌شود و لبخندش را جمع می‌کند. دستی به گردن دردناکش می‌کشد و با صدایی که رگه‌هایی از خواب در آن موج می‌زد می‌گوید:
این قسمت اخر رو یه ویرگول اضافه کنید جملات به هم متصل میشن:
با صدایی که رگه های از خواب در آن موج می زند، می گوید:
همون طور که دیدید "می زد" هم به شکل " می زند" اصلاح بشه بهتره.

مادرش ظرف‌های ناهار را در بقچه‌ای پیچیده بود و روی سر گذاشته و نزدیک کلبه منتظر آن دو ایستاده بود.
باز هم با گذاشتن یه ویرگول از تکرار بیش از حد "واو" جلوگیری میشه:
مادرش ظرف های ناهار را در بقچه ای پیچیده بود، روی سر گذاشته و نزدیک کلبه منتظر آن دو ایستاده بود.

البته که باقی این ابتکار پدرش را بسیار بزرگ می‌دیدند و می‌گفتند
اگه بین" باقی" و "این" یه ویرگول اضافه بشه، جمله بهتر خونده میشه: البته که باقی، این ابتکار پدرش را بسیار بزرگ می دیدند و...
محمدعلی هرزگاهی سر می‌چرخاند و از بودن دخترش اطمینان حاصل می‌کرد.
شکل درست"هرزگاهی"، "هر از گاهی" هست.
عید هم نمی‌پوشید برای سال بعدش خوب بود.
برای اتصال دو جمله بهم ویرگول اضافه کنید: عید هم نمی پوشید، برای سال بعدش خوب بود.
درب قابلمه را که باز می‌کند بوی برنجی که دسترنج خودشان بود اتاق را پر می‌کند.
: درب قابلمه را که باز می کند، بوی برنجی که دست رنج خودشان بود اتاق را پر می کند.
این قسمت برای ویرایش من هم ویرگول رو اضافه کردم هم کلمه دست رنج رو تصحیح کردم.

راستب پس یعنی مادرش هم خبر نداشت برای چه آمده‌اند؟!
اینجا هم یه غلط املایی کوچیک توی کلمه "راستی" وجود داره.
مادر منتظر جواب خود بود و هرزگاهی بین حرف زدن قاشقی بر دهان می‌گذاشت.
باز هم املای "هر از گاهی" درسته.
با این حرف محمد علی پارچه در دستان گوهر می‌لرزد و اندکی آب روی لحاف کرسی می‌ریزد.
این قسمت هم پارچ به جای پارچه درسته، اگه مقصودتون پارچ آب بوده باشه.

نویسنده ی عزیز، قلمتون مانا.💐
 
مرسی عزیزم
ویرایشش کردم
فقط در مورد دومی، مگه نمیتوانم فعل حال نیست؟
و اینکه، شما میدونی چیکار کنم اینجوری نشه؟

چرا عزیز دلم، ببین شما فعل" نتوانم" که فعل حال هستش رو استفاده کردید درسته؟
حالا من گفتم با "نتوانستم" جایگذاریش کنید.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: shirin_s
عقب
بالا پایین