خسته نباشی عزیزم، بررسی شد.
فقط بعد از سه نقطه… . با نقطه جمله رو ببند.
یه جا هم نمیدونم لحجه بود یا غلط املایی درستش کردم.
❌جلی همه
✅جلوی همه
منتظر پارتهای بعدیت هستم. موفق باشی!
خسته نباشی عزیزم، بررسی شد.
درود خسته نباشی گلم. بررسی شد عالی بود. ✅🌱
اینجا من را چند بار تکرار شده، دومی اضافه است قسمتی که بولد کردم باید اینطوری نوشته بشه:من را به اتاق ندیمهها برد و برایم بقچه بست. از این که من را به بالای کوهستان که خانۀ ننه قمر بود، میفرستادند نه تنها ناراحت نبودم.
«به خاتون» رو حذف کن.به خاتون گفتم:
نیمفاصله: ✅حسبالمرحسب الامر
برای یخده حرکت بذار کسره یا فتحه رو مشخص کن.میذارم خیلی کم، یخده، سرخاب هم به لپهات بزنی. اونقدر هم زیاد نه که بگن دختر خان نعوذبالله، خدا ببخشه -دو طرف دستش را گاز گرفت و صدایش را پایین آورد- مثل دختر خرابها میگرده. فهمیدی؟»
یدونه «ویرگول» اضافه کن:روش پر و گله و...
فاصله بین کتاب و خواندن:کتابخواندنهایم
منظورت از مشتی دوم همون مشدی؟ اشتباه تایپی بود یا عمدی؟
من را اولی اضافه است بیشتر از «ضمایر متصل» استفاده کن:اولین بار بود که من را مثل بچهها خطاب نکرده بود و خانم خوانده بود؛ نمیدانم چرا از اینکه او من را بچه حساب نمیکرد،
نیمفاصله: ✅بیآنکهبی آنکه
خسته نباشی منصوره جان مثل همیشه عالی بود. ممنون که پارت رو تقدیم من کردی.خسته نباشی عزیزم. همه موارد اصلاح شد.
یک پارت هم قرار گرفت.
فرق مشدی و مشتی عمدیه که لحن آتوسا وآقامعلم یکم متفاوت بشه.
@malihe


بررسی شد، خسته نباشید.✅🌱
خیلی از «را» استفاده شده یه حالت مجهول بنویسی زیباتر میشه:سبدم را به سمتم گرفت؛ وقتی آن ❌را پس گرفتم، دستش❌ را بالا آورد و ساعت طلایی دور دستش ❌را باز کرد. دست من❌ را گرفت و تلاش کرد ساعت❌ را در دستم کند که به موقع عقب کشیدم
«اگه تو این داشت. سربازها دید. دید که مال من. ترسید اونا.»
اما داشتن نشانی از یک مرد در این ده کوچک اگر به گوش ارباب میرسید
هی هی! اگر من. اگر من و تو. نه. خواهر تو. اگر من با آهو. ما... عرو...»
❌تمام جملات مرد روس به شدت نامفهوم و غیر قابل خوندن. پیشنهاد میکنم توی این جابهجا گفتن کلمات اغراق نکنی. مثلاً جمله رو دوست بگه ولی وسطش مکث و یا چیزی مثل اومم یا امم یا توقف داشته باشی مثلا با دستش به چیزی اشاره میکنه!دا. آری. بعد تو با من فمیلی. آها؟»