همگانی دورهمی ترجمه | شماره هفده

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serino
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

serino

مدیر تالار ترجمه+رهبر جادوگران سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
نوشته‌ها
نوشته‌ها
641
پسندها
پسندها
3,336
امتیازها
امتیازها
258
سکه
3,971
تو این سری متن یکم طولانی تره و به برنده 50 سکه میدم ولی عامیانه و روون ترجمه کردن این دیالوگ‌ها برام خیلی مهمه. متن انتخاب شده جملات بسیار جذابی داره که لازمه ساختار کلیشون حفظ بشه و تنها درست بودن معنا برای پیروزی کافی نیست. موفق باشید.

متن مورد نظر:

They won’t let you have books? she asked, surprised
I’m allowed to have them, but I don’t exactly have people racing to the
library to borrow books for me. Dr. Pazzo tapped his foot restlessly. Look, you
may have already decided that you don’t like me. Hell, I think even Mr. Courtlen
doesn’t like me and I’m paying for his company. But right now, and for the
forseeable future- probably until my death, you are the only two who are willing
.to talk to me. And that makes you the closest thing I have to friends
If you want me to stay sane enough to be tried, I need to do something
.besides pace my tiny cell​
 
گفت یعنی نمی‌ذارن کتاب داشته باشی؟ تعجب کرده بود.
گفتم اجازه دارم، اما خب کسی نیست بره برام از کتابخونه کتاب بیاره.
دکتر پاتزو با بی‌قراری پاشو تکون می‌داد. گفت: ببین، شاید از همون اول تصمیم گرفتی که ازم خوشت نیاد. راستش فکر کنم حتی آقای کورتلن هم ازم خوشش نمیاد، با اینکه دارم پول می‌دم فقط بیاد پیشم بشینه.
ولی فعلاً و احتمالاً تا آخر عمرم شما دوتا تنها کسایی هستین که حاضرین باهام حرف بزنین. و همین باعث می‌شه نزدیک‌ترین چیزی باشین که من بهش می‌گم دوست
اگه می‌خواین اون‌قدر سالم بمونم که بشه محاکمه‌م کرد، باید یه کار دیگه‌ای غیر از قدم زدن تو سلول کوچیکم داشته باشم.
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Evil girl
آخرین ویرایش:
آخرین ویرایش:
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا پایین