سلام و رحمت
منم تا قسمت مقرر شده مطالعه کردم.
مثل سری قبل تمرکز کافی نبود و گاها هی میومدم سر فصل و دوباره گوش میکردم تا رشته ی رمان از دستم در نره

علتش هم حضور شخصیت های بیشتر با دیالوگ های طولانی بود

یهو نمیفهمیدم این دیالوگ برای خداداد یا برای ناظم

شاید اگر کتاب رو خودم ورق میزدم اینجوری نمیشد

امیدوارم ببخشید که بی دقت بودم
بخش دوم رمان با حضور شخصیت های جدید و پیدا کردن سر نخ هایی از شخصیت فرنگیس برای منم جذاب بود،
اینکه نهضت ضد استبداد از کشورهای اروپایی و توسط نخبگان شکل گرفت هم برام جالب بود ..
یعنی کمتر در تاریخ دیده بودم همچین جریانی وجود داشته
البته باید در موردش بیشتر تحقیق کنم

چیزی که به نظر اومد احتمالا این افراد چون از بیرون به حکومت حاکم نگاه میکردن و یا چون خودشون هم در چنین شرایطی زندگی میکردن معنی استبداد رو بهتر درک میکردن ..
فک نمیکردم رمان چشمهایش من و یاد رمان بینوایان بندازه

نمیدونم شما هم چنین حسی دارید آیا؟
انگار بزرگ علوی میخواد شرایط اون زمان رو در قالب رمان قلمی که کمتر کسی فکر میکنه بتونی اینقدر تاریخ رو به وضوح بدون کش مکش بیان کنی..
احساس میکنم نویسنده قبل از نوشتن این رمان نسبت به جامعه یک شناخت نسبی و خوبی داشته و ابن باعث شد افراد بهتر با این قلم ارتباط بگیرن و خودشون رو در اون عصر و زمان ببینن ..
در مورد قلم هم که گفتم همچنان همون حس و جذابیت برام هست
و دیگه برم ادامه اش رو بخونم
