نظارت همراه رمان چلچله‌ها در طوفان نمی‌میرند | ناظر: shirin

نویسنده عزیز، از اینکه انجمن کافه نویسندگان را برای ارتقای قلم خود و انتشار آثار ارزشمندتان انتخاب کردید، نهایت تشکر را داریم.
لطفا پس از هر پارت گذاری در گپ نظارت اعلام کنید. تعداد مجاز پارت در روز 3 پارت می باشد. در غیر این صورت جریمه خواهید شد.
پس از هر ده پارت، رمان شما باید طبق گفته های ناظر ویرایش گردد وگرنه رمان قفل می شود.
پس از ویرایش هر پستی که ناظر در این تاپیک ارسال کرده است، آن را نقل قول زده و اعلام کنید که ویرایش انجام شده است.
از دادن اسپم و چت بی مربوط جدا خودداری کنید.

نویسنده: @گل نرگس
ناظر: @shirin_s
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: shirin_s
هر پارتی که می‌نویسم اینجا«گپ نظارت» اعلام کنم؟
 
سلام.
سه پارت امروز اضافه کردم. تمام
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: shirin_s


این‌طرف
لبخندی از ته دل

می‌زنم و صورتم را به سمت پدر می‌چرخانم
این فاصله یه خطی رو حذف کن جمله برگرده سر جاش
می‌زنم و صورتم را به سمت پدر می‌چرخانم
«پرستوها هم از سفر برگشتن.»
نقطه انتهای جمله فراموش شده
پدر نهال بوته گل یاس را که به تازگی در باغچه‌ای که با اصرار من در حیاط حفر کرده، داخل خاک می‌گذارد
اجزای جمله جابه‌جا شده
پدر نهال بوته گل یاس را در باغچه‌ای که به تازگی با اصرارمن در حیاط حفر کرده، داخل خاک می‌گذارد.
متعاقب پدر به لانه گلی که چندین سال است اینجا زیر سقف فلزی خاکستری رنگ ساخته شده نگاه می‌کنم و به این فکر می‌کنم که چطور صاحبان این لانه‌ها و با چه مشقّتی جوجه‌هایشان را بزرگ می‌کنند و تحویل طبیعت می‌دهند و سال بعد دوباره این چرخه تکرار می‌شود.
جمله خیلی بلنده.
تا "نگاه می‌کنم" یه جمله
بعد "بزرگ می‌کنند" ویرگول
این هم از بوته یاس دیگه نبینم گل‌های یاس همسایه‌ها رو بچینی و با خودت بیاری خونه
بعد از "بوته یاس" ویرگول بذا
ابروهایم را از خوشحالی بالا می‌دهم
«وقتی سر در خونه خودمون پر از گل باشه چه احتیاجی به یاس مردم دارم.»
نقطه آخر جمله فراموش شده
گوشه حال می‌نشیند و به پشتی‌های قرمز رنگ ماشینی تکیه می‌دهد و کلاه عرق چینش را روی زمین می‌گذارد و دستی به سر بی مویش می‌کشد.
اینجا هم جمله بلنده
تا "تکیه می‌دهد" یه جمله
باقی هم یه جمله
دقیقه قبلش میفتم
میافتم
محکم می‌بندد مُحیّا به کار می‌گوید
محکم می‌بندد و محیا به کار می‌گوید....
واو جا افتاده بود
 



این‌طرف

این فاصله یه خطی رو حذف کن جمله برگرده سر جاش

نقطه انتهای جمله فراموش شده

اجزای جمله جابه‌جا شده
پدر نهال بوته گل یاس را در باغچه‌ای که به تازگی با اصرارمن در حیاط حفر کرده، داخل خاک می‌گذارد.

جمله خیلی بلنده.
تا "نگاه می‌کنم" یه جمله
بعد "بزرگ می‌کنند" ویرگول

بعد از "بوته یاس" ویرگول بذا

نقطه آخر جمله فراموش شده

اینجا هم جمله بلنده
تا "تکیه می‌دهد" یه جمله
باقی هم یه جمله

میافتم

محکم می‌بندد و محیا به کار می‌گوید....
واو جا افتاده بود
ویرایش شد
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: shirin_s
پدر از جایش برمی‌خیزد و کت قهوه‌ای نیم‌دارش را که همیشه روی یک میخ بزرگی که به دیوار کوبیده شده و آویزان می‌کند، برمی‌دارد و بی‌توجه به شماتت‌های مادر که همیشه سر قرار دادن کت روی میخ دعوا دارد می‌گوید:
جمله خیلی بلنده. دو سه تاش کن
را سر آن خالی می‌کند.
«فقط ببینم کدوم از خدا بی خبری این میخ رو اینجا کوفته...
بی‌خبری
این‌جا
روسری‌ام را یک طرفه مدل لبنانی گیره می‌زنم و موهای بورم را زیر آن مخفی می‌کنم برس ریمل را به مژه‌هایم می‌کشم تا کمی فقط کمی چشمان سبز رنگم جلوه‌‌ای زیباتر پیدا کند چادر عبایی‌ام را سر می‌کنم و کفش‌های اسپرت سفید رنگم را که به تازگی با مزدم خریده‌ام و از نویی و تمیزی می‌درخشد را با ذوق به پا می‌کنم و با سرعت خود را به پدرم می‌رسانم.
۷ خط بدون نقطه
خواننده خسته میشه با جمله های بلند و گاهی متوجه نمیشه چی نوشتی
لطفا موقع نوشتن پارت های جدید هم به این مسئله دقت کن
مسافرهام
دلم نمی‌خواهد لحظه‌ای تعلّل کنم و شاهد ادا و اطوار دخترهای هم سن و سال خودم باشم که جدیداً مشغول به کار شده‌اند و در صدد برتری جویی برمی‌آیند؛ شاید با خود فکر می‌کنند عجب جایگاهی مهم کسب کرده‌اند، «پذیرشگر هتل!»
جمله بلنده
مثل طویله درست کن؟
کنن؟
خانه دارشدی برای همین
خانه‌دار شدی
لبم را کج و راست می‌کنم
نقطه آخر جمله فراموش شده
 


بلندش نگاه می‌کنم با ترّحم می‌گویم
بلندش نگاه می‌کنم؟ یعنی چی؟
نمی‌کشیدم
«برو بابا دلت خوشه! کجای اون به شازده‌ها می‌خوره؟ هیکل کوچولو و لاغرش یا جیب خالیش؟
گیومه آخرش رو فراموش کردی
 
عقب
بالا پایین