ای کاش جای این همه دیوار و سنگ
آیینه بود و آب و کمی پنجره
موسیقی سکوت شب و بوی سیب
یک قطعه شعر ناب
و کمی پنجره…

قیصر امین پور
 
‌طبیبا ، داغ‌های سینه را صد بار مرهم نِـه
که دارم در ته هر داغ صد داغِ دگـر پنهان ؛

#هلالی_جغتایی




 
خسته از خویشتنم، تاب ندارم دیگر
کاش می‌شد که خودم را،
بگذارم بروم.


(۱۱ اردیبهشت۱۴۰۵)
۱۴:۳۷
 
ما هَمان رَگِ زَخم خوردهٔ تاریخیم
که نَبضَش را دَر طوفان‌ها گُم نَکرده... .
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: parsaee
دل من گرفته زین جا
هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tufan
گر این کویر وحشت به سلامتی گذشتی . به شکوفه های باران برسان سلام ما را
 
حالِ مَن مِثلِ جَوان‌هایِ دبیرِستانی است
رِشته‌اَم سَخت‌تَرین تَجرُبه‌یِ اِنسانی است
 
تو مگر دَر به دَری، خانه نداری ای بغض؟
همه شب سر زده مهمانِ گلویم هستی:)
 
فراموشی بگیرم هم، فراموشت نخواهم کرد!
ك از ذهنم اگر رفتی، زِ دل هرگز نخواهی رفت(:
 
دلبسته‌یِ آنم که دلش جایِ دگر هست...
دردی به جهان بدتر از این درد مگر هست؟
۱🌱
 
عقب
بالا پایین