-نمی‌دانم؛ ولی شاید شبی، جایی، کسی آید!
که در عمقِ کویرِ قلب ویرانم درختی کاشت :)
 
آمدی نعش غزل‌ باخته را جآن بدهی؟
جنگل سوخته را وعده‌ی بآران بدهی؟️
 
حال من حال اسیریست که هنگام فرار
یادش افتاد کسی منتظرش نیست، نرفت.
 
بوی بغض می دهم...
شبیه تارشکسته ی کنج اتاقم...
چشم به راه نواختن...
دلم کسی را می خواهد...
از جنس تو...
ازجنس سلام...
می شود تنهایی ام را بنوازی...؟!
 
عقب
بالا پایین