اهلِ دَردی که زبانِ دلِ من دانَد نیست...
 
نگرانم!
همچون ماهی
که از ترس تبدیل دریا به کویر آتش به جانش افتاده باشد !!!
 
تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

شهریار
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: BHROO
عقب
بالا پایین