همگانی مارسل پروست | انجمن کافه نویسندگان

  • دربارهٔ زمان از دست‌رفته​


    ما سال‌ها زندگی می‌کنیم بی‌آنکه بفهمیم آنچه می‌گذرد، فقط روزها و ساعت‌ها نیستند؛ بلکه خودِ ما هستیم که آرام‌آرام از شکلی به شکل دیگر درمی‌آییم. آدمی گمان می‌کند زمان را پشت سر می‌گذارد، اما شاید حقیقت این باشد که زمان از درون او عبور می‌کند و هر بار چیزی را با خود می‌برد و چیزی دیگر به جا می‌گذارد.

    زمان از دست‌رفته همیشه به معنای عمری تباه‌شده نیست. گاهی آنچه از دست رفته به نظر می‌رسد، بعدها در حافظه، در هنر، یا در لحظه‌ای روشن از فهم دوباره پیدا می‌شود. انسان شاید نتواند گذشته را بازگرداند، اما می‌تواند معنای آن را کشف کند؛ و همین کشف، گاهی از خودِ زندگی نیرومندتر است.
 
هرگز جُز برای خود و برای آنانی که دوست می‌داریم، نمی‌لرزیم. و هنگامی که خوشبختی‌مان دیگر به دست آنان نیست در برابرشان چه آرام، چه آسوده، چه گستاخ می‌شویم!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
منی که از نظر ریاکاری دیگر بزرگ شده بودم، کاری را می‌کردم که همه‌مان، در بزرگسالی، در برابر ظلم و رنج‌کشی می‌کنیم: از دیدنشان روبرمی‌گرداندم، به اتاق کوچکی در کنار دفتر کار در طبقه بالای خانه می‌رفتم و گریه می‌کردم، اتاقی که بوی سوسن می‌داد و بوی انگورک وحشی که لای سنگ‌های دیوار بیرون خانه روییده بود و یک شاخه پر گلش از پنجره نیمه‌باز تو می‌آمد و هوا را عطرآگین می‌کرد.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
عقب
بالا پایین