دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات طوفان ]

امروز رفته بودم کتاب فروشی.
یه کتابی دیدم اسمش ماهک بود یادت افتادم. @:)MAHAK
 
من در دو حالت حالم واقعا خوبه خوبه.
یعنی اگه ورشکستم بشم مشکلی نیست.
اولیش اینه که حداقل بالای 5تا کتاب جدید برای خوندن داشته باشم
دومیشم اینه گل و گیاه جدید به گلخونه‌م اضافه کنم.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
وقتی نمیتونم به طرف مقابل بگم از دستش ناراحتم
وقتی نمیتونم بگم چقدر خوشحالم کرده
وقتی نمیتونم بگم برام خیلی عزیزه
وقتی نمیتونم بگم با این حرفش بهم برخورده
وقتی نمیتونم این چیزای ساده رو بگم
چطور میتونم یه روزی به کسی بگم دوسش دارم؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
هر وقت کارم گره میخوره با لپ‌تاپ میرم ولیعصر، مغازه داره یه جوری نگام میکنه انگاری من لپ تاپو از چهل متری پرت کردم پایین.
داداش من فقط اشتباهی اطلاعاتو حذف کردم! +37>}
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
عقب
بالا پایین