دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات طوفان ]

دلم میخواد بخوابم ولی چندهفته‌س یا کابوس میبینم یا خوابای مزخرف.
معده دردم شده بلای جونم.
 
یعنی تو عمرم ادم پست تر از تو ندیدم.
دروغ که میگی بعد تو چشام نگام میکنی دلیل میاری؟
از اون لبخندای مزخرفت متنفرم. از خود مرخرفت که تا دید بهش بها میدم خوشی زد زیر دلش متنفرم.
از همه چیزایی که به تو مربوط میشه متنفرم.
 
من ته همه چی خودخوری کردم.
گلدون شکسته خودخوری کردم، نمره م کم شده خودخوری کردم، خسته شدم خودخوری کردم، با کسی دعوام شده خودخوری کردم.
خسته شدم.
مخصوصا از تو.
دلم میخواد بری. از همه جا. جایی که دیگه نبینمت، دیگه صدای مزخرفت تو گوشم نپیچه، دیگه اسم مزخرفت رو گوشیم نیفته.
نمیخوام ببینمت.
 
عقب
بالا پایین