مشاوره فعال مشاوره دلنوشته | مشاور حیات

سلام وقت بخیر
تا اینجا که جناب حیات توضیح دادن متوجه شدین؟
 
اما ناگهان به تصاویرِ جزئی‌تری میره، باید یه خط براشون ایجاد کنید که زمان خواندن حس پاره شدن اون حس همپنداریه پاره نشه! مثلا من از آواز قناری شروع میکنم و درباره زیبایی صداش میگم، شنونده توی فکر به صدا و آرامشی که من دارم میگم فرو میره ولی به ناگه، زمانی از رنگ و زیبایی ظاهریش میگم و شنونده که تازه توی حس رفته بود، از دل موضوع کشیده میشه بیرون که شروع کنه به کشف یه حس جدید... پس باید چیکار کرد؟ باید همزمان که از آوازش میگم، کم کم و نرم نرم شروع کنم درباره چیزهای ظاهریش.
پس باید یک نخ تسبیح ایجاد کنید. و برای انسجام بیشتر راوی را ثابت نگه دارید..
این قسمت رو نفهمیدم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
خیر
@حیات۰
استاد لطفا اگه میشه یکم واضح تر و عامیانه تر بگید که منم بفهمم
متن شما از یک تصویرِ کلان که درباره وطنم آغاز میشه، آغازی خوب و با درون مایه کلی! اما ناگهان به تصاویرِ جزئی‌تری میره، باید یه خط براشون ایجاد کنید که زمان خواندن حس پاره شدن اون حس همپنداریه پاره نشه! مثلا من از آواز قناری شروع میکنم و درباره زیبایی صداش میگم، شنونده توی فکر به صدا و آرامشی که من دارم میگم فرو میره ولی به ناگه، زمانی از رنگ و زیبایی ظاهریش میگم و شنونده که تازه توی حس رفته بود، از دل موضوع کشیده میشه بیرون که شروع کنه به کشف یه حس جدید... پس باید چیکار کرد؟ باید همزمان که از آوازش میگم، کم کم و نرم نرم شروع کنم درباره چیزهای ظاهریش.
پس باید یک نخ تسبیح ایجاد کنید. و برای انسجام بیشتر راوی را ثابت نگه دارید..
این قسمتی رو مطالعه کنید
 
عقب
بالا پایین