نظارت همراه رمان چلچله‌ها در طوفان نمی‌میرند | ناظر: shirin

#۱۰

محله‌مان
داغ‌داغ
سنگین
نگاهی که پر از انرژی منفیست
منفی است
نمی‌کشه
بار دیگر وادار با نگاه کردن می‌کند.
بار دیگر مرا وادار به نگاه کردن می‌کند.
کسی خوش‌بختانه متوجه نشده است. پویا و پدرم در حال گفت و گویند
در حال گفت‌‌و‌گو هستند
همان‌جا
چشمانم کم‌کم گرم می‌شود هرچه بیشتر گوش می‌دهم کمتر چیزی دستگیرم می‌شود
گرم می‌شود، هرچه...
 
ویرایش شد.
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: shirin_s
دو پارت
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: shirin_s
سلام.
من برای تگ فرعی اقدام کنم یا صبر. کنم ویرایش تمام شود؟
 
#۱۲

این‌که
قطعاً جوابم نعه
نعه، درست نیست
بگو منفیه یا یه نه محکم
خوب خودس فرو رفته‌است
خودش
این جوری کار می‌کنین
این‌جوری
مشکی پر از خشمش نگاه می‌کنم.»
اینجا دیالوگ نبود ولی اشتباهی پرانتز گذاشتی
زهوار در رفته آبدارخانه
زوار
حال قُل خوردن‌است
خوردن است
می‌فهمه
آن‌جا
نمی‌نشینه
برداشت
 
#۱۳

زحمت‌کش است
پابه‌پای
همین افکار منفی و غرّ و لندهایش است که باعث شده همیشه اعصابم را به‌هم بریزد و از زمین و زمان طلب‌کار باشد و پدر بیچاره‌ام را متّهم به استثمار کشیدنش می‌کند.
جمله بلنده
کرده است
جهان با این‌که ریشش را کوتاه کرده و کت و شلوار پوشیده از قیافه‌ی خلاف‌گونه‌اش کم نشده ولی کمی شکل آدمیزاد به خود گرفته است، امّا در احساسم نسبت به او هیج تغیری رخ نداده است.
جمله بلنده
بزرگ‌ترشان
الان هم می‌رم سر کار.»
میرم
سرکار
خونم به جوش می‌آید به دنبال راهی
بعد از "می‌آید" یه ویرگول یا واو بذار
میشه
این‌طور
بدنی مرتعش خود را با آشپزخانه می‌رسانم
به آشپزخانه
هیس! یواش‌تر می‌خوای آبرمون رو جلوی میترا و خواهرش ببری. نمی‌خوای
اینجا دیالوگه اما پرانتز اول رو فراموش کردی
بگو به چی قیمتی میخوای من
چه قیمتی
 
#۱۴
کورتر از هر زمان دیگه‌ای می‌شود. دیگر
دیگری
گفت‌و‌گو
بی‌کارین
خونواده‌ام
بی‌حقوق
غیبت‌تون
اون‌طرف
هتل‌ها چی خبره؟
چه خبره
آن‌شانه
مانتویم عرق رو پیشانی‌ام را پاک می‌کنم
روی
مشهود است
رو به رویه‌مان
روبه‌رویمان
پنچر
بسار نمور و تاریک‌است
بسیار
تاریک است
زندان‌های
همچنین
چون قیافه‌ش آدم رو یاد
اینجا دیالوگه اما پرانتز اول جا افتاده
نمی‌کشه
بار کشیدنه
 
#۱۵

این‌جوری
آیینه است
این‌که
دستشویی
این‌جا
کوفته‌تری
اینجا رو خوب اومدی
این‌جا
اینجا نمی‌زاشتیم.»
این‌جا نمی‌ذاشتیم
خونواده‌اش
دلم برا باباش سوخت خیلی حیف شد.
این دیالوگ اولش پرانتز نداره
چندغاز اینجا جون بکّنی
چندرغاز
این‌جا
چه فکرهای..
خونه‌داری
این‌جاست
می‌ندازه
خواستگاریش
اکر بابام معتاد
اگر
همه‌کس
 
عقب
بالا پایین