نظارت همراه رمان چلچله‌ها در طوفان نمی‌میرند | ناظر: shirin

#۱۷

آن‌طرف
این‌جا
بذاره
بی‌ملاحظه‌گی
بادمجان
قهقهه
نور لامپ حیاط چشم‌هام رو کرده صدای خنده‌هاتون داره مغزم رو سوراخ میکنه.»
چشم‌هاش رو چی کار کرده؟ جا افتاده
می‌کنه
ابرویی
یک متینی این داره یکی هم مار خوش خطّ‌وخال.»
پرانتز اول دیالوگ نیس
همین‌جا
 
#۱۸

چیدن شاخه‌ای از گل یاس همسایه که از سر دیوار آویزان شده حالم را به جا می‌آورد می‌کنم.
آخر جمله یه فعل اضافه داره
گرفته است
عجب
«چی خوشمزه ست!»
چه خوشمزه‌‌ست
جوون‌تر شدی
با سگرمه‌هایی
خونه
 
#۱۹

آتیشی، بادمجان
چندتا سرفه می‌زنم.
می‌کنم
تا کنار
لابه‌لای
آن‌جایی که با دستان خود مشغول چیدن بامیه هستم تاکنار اجاق گلی غذا بپزم، بعد زیر سایه آفتاب‌گردان‌ها لم بدهم و با صدای بادی که لا‌ به لای برگ‌های درخت سپیدار می‌پیچد و برایم گوش‌نواز است، با بوی ریحان و نم جوی آب به چرت بعد‌ازظهر تابستانی فرو روم.
جمله بلنده
این‌جا
مادر به
دیگری است
میرم
اگر
طرفش
 
اخه چند وقت دیگه . بچه ها شاد دارند اصلا نمیتونم پارت بذارم. مجبورم از تعطیلات تابستان استفاده کنم. وبعدش هم میرم سفر و کلا پارت نمتونم بزارم.
ممنون
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: shirin_s
کلمه چرا چگونه چقدر چطور
درسته یا جدا نوشته شود
 
عقب
بالا پایین