دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات Toofan ]

من آدمیم که از همه طلبکارم.
از نزدیک شدن آدما خوشم نمیاد و دلم میخواد همون دور دورا وایسن.
من رفیق نیمه‌راهم. نیمه‌راه.
وقتی از چشام بیفتن راحت کنارشون میزارم.
من نمیتونم ببخشم.
 
آخرین ویرایش:
میگن خیلی خوش سلیقه‌م ولی
من هیشکیو به خوش‌سلیقگیه تو ندیدم.
 
آخرین ویرایش:
اونا نمیدونن یه روزی قراره از من دل بکنن.
و من سعی میکنم اینو به هر روشی که به ذهنم میاد بگم.
ولی فکر نمیکنن همچین آدمی باشم.
 
آخرین ویرایش:
من بهت گفتم برای همیشه برو.
ولی تو گفتی ببخشمت.
به نظرت تو نباید منو میبخشیدی؟
 
آخرین ویرایش:
دوست ندارم در موردتت فکر کنم ولی تو خیلی بی‌گناه بودی.
نمیدونم ولی وقتی فهمیدم اون رفیقت همچین آدمیه،
توام از چشم افتادی. چون شیش سال تموم رفیقش بودی.
 
آخرین ویرایش:
مامانم میگه اسم آدم تو سرنوشتش خیلی تاثیرگذاره.
من قراره برای همیشه نازنین بقیه بمونم؟
 
آخرین ویرایش:
خودم بلدم حلش کنم. من از اول دلم نمیخواست
کسی تو کارم دخالت کنه. میگن آذر ماهیا آزادی طلبن.
به خاطر همینه؟
 
آخرین ویرایش:
ولی هیچکس برام تو نمیشه.
هیچکدوم از همسن و سالای خودم به خوبیه تو منو نمیفهمن.حتی خیلی از بزرگاشونم درکم نمیکنن.
منم بهشون نمیگم منو نفهمیدید. چون دلم نمیخواد براشون بیشتر توضیح بدم.
 
آخرین ویرایش:
دلم میخواد یه آدمیو پیدا کنم که بدون اینکه
از قبل بشناسمش بهم احساس قابل اعتماد بودن بده.
احساسی که تو میدادی.
 
آخرین ویرایش:
ولی هیچکی برام تو نمیشه میفهمی که؟
من مجبور بودم. نمیتونستم همزمان که از بودنت خوشحالم
ته دلم ازت متنفر باشم. نمیشد. میشد؟
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین