دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات طوفان ]

خود عزیزم.
خواستم بگم ممنونم که جا نزدی.
من راحتی الانمو مدیون تلاش تو توی گذشته‌م.
 
آخرین ویرایش:
چرا موقعی که بهت نیاز دارم نیستی؟
چرا الان که دلم برات تنگ شده نیستی؟ متوجهی داری همه چیزو به باد میدی؟
برای من مهمه که یه گوشه از این شهر تو به چی مشغولی که منو یادت میره.
 
آخرین ویرایش:
می‌دونی بودن کنار بعضیا خیلی قشنگه حتی اگه کوتاه باشن.
به نظرم مهم زمان بودنشون نیست، مهم بودنشونه.
مهم تاثیریه که بعد اون تو زندیگمون میزارن.
این آدما فراموش نشدنی‌ان.
 
آخرین ویرایش:
هممون یه سری چیزا رو از دست دادیم و یه سری چیزا رو هیچوقت به دست نیاوردیم اما بعضیا در مقابل این اتفاق دیگرانو سرزنش میکنن و بعضیا خودشونو.
دیشب فهمیدم اینایی که دیگرانو سرزنش میکنن خیلی راحت ترن خیلی خوشحال ترن و خیلی بهترن.
چون من همیشه همون آدمی بودم که خودمو سرزنش کردم.
به خاطر اینکه نتونستم دیگرانو راضی نگه دارم، به خاطر اینکه نتونستم خوب باشم و به خاطر اینکه از خودم نگذشتم.
هیچوقت نخواستم دیگران دوسم داشته باشن فقط خواستم راضی نگهشون دارم تا سرزنشم نکنن اما همیشه سرزنشم کردن، منی که میدونستم همیشه تو جمعای خونوادگی و بین دوستام تو مدرسه و خارج از اون حتی توی جامعه هم با دیگران متفاوت بودم باید با خودم متفاوت رفتار میکردم اما رچی شد سرزنشم کردن اونا عادت داشتن دیگرانو سرزنش کنن و منم خودمو. اینطوری شد که الان نمیتونم چیزی بهشون بگم چرا؟
چون همیشه پذیرفتم که مقصرم در حالی که نبودم.
 
آخرین ویرایش:
به نظرم اصلا مهم نیست که چی شده و چی نشده مهم اینه یکی این وسط دروغ گفته.
وقتی دروغ میگی دلم میخواد هر چی بینمون بوده رو تموم کنم.
نمیشه قانونای منو در نظر نگیری.
من نخواستم کنترلت کنم من فقط گفتم از دروغ متنفرم. حتی اگه پنهون کاری میکنی بکن! کاری ندارم اما بهم دروغ نگو.
من گفتم که خط قرمزامو رد نکن. توام جز خط قرمزام بودی ولی خودت خواستی که نباشی.
حالا که میبینم وقتی از دور نگات میکنم برای خودم متاسف میشم.
تو اصلا لیاقت حرفایی که من بهت زدمو نداشتی.
وقتی هنوز اونقدری بچه‌ای که این رفتارا ازت سر بزنه دیگه توقعی ازت ندارم.
 
آخرین ویرایش:
همیشه وقتی با خودم حرف میزنم حالم بهتر میشه حتی اگه خودمو دعوا کنم بازم حالم بهتر از قبلشه.
یعنی دیگران درست متوجه منظورم نمیشن به خاطر همین خیلی وقتا یه چیز دیگه میگن.
اولا سعی میکردم منظورمو درست تر برسونم ولی فکر کنم بهتره بزارم همونوری فکر کنن چون تغییر دادن طرز فکر آدما خیلی سخته.
 
آخرین ویرایش:
همیشه یه آدمایی هستن که تو روابط دوستی تک بعدی عمل میکنن.
یعنی کلا با یه نفر دوستن و نسبت به بقیه رفتاراشون صد و هشتاد درجه برمیگرده.
چون فکر میکنن همون یه نفر براشون کافیه که البته میتونه تا یه مدت طولانی کافی باشه
ولی بعد یه مدت طولانی چی؟
میفهمی تموم اون مدت همه رو از خودت روندی که اون یه نفرو داشته باشی. همین قدر ساده!
 
عقب
بالا پایین